آخرین اخبار

کد خبر ۵۱۸۱۶۷ انتشار : ۷ شهریور ۱۳۹۷ ساعت ۱۵:۰۶

موانع اقدام نظامی علیه ایران

ایران به دلیل توانی که در ایجاد هزینه غیرمنطقی برای دشمنانش دارد می تواند از بروز جنگ احتمالی خودداری کند، یکی از مزایای اصلی چنین رویکردی این است کشور بازدارنده می تواند بدون پرداخت هزینه زیادی از منافع خود پاسداری کند.

به گزارش ذاکرنیوز، بهنام سعدآبادی دانشجوی کارشناسی روابط بین‌الملل و عضو بسیج دانشجویی دانشگاه وزارت خارجه طی یادداشتی به موانع اقدام نظامی علیه ایران را مورد بررسی قرار داده است.

متن این یادداشت در ادامه آمده است:

« با روی کارآمدن ترامپ و تغییرات اخیر در تیم امنیت ملی دونالد ترامپ و همچنین خروج یکجانبه این کشور از برجام بحث اقدام نظامی علیه ایران مجددا بالا گرفته است. پیگیری این بحث توسط برخی از ناظران سیاسی می تواند ناشی از ارزیابی غلط آن ها یا حتی فضاسازی روانی علیه ایران باشد. برای روشن شدن هرچه بیشتر این بحث بایستی در ابتدا به دکترین امنیت ملی ایران که مبتنی بر بازدارندگی است اشاره ای داشت.

منطق چنین رویکردی بدین صورت است که قابلیت های کشور تهدید شونده به گونه ای تنظیم شود که با تهدید کشور تهدید کننده به پرداختن هزینه بسیار گزاف در قبال تهاجم به آن کشور از حمله نظامی منصرف شود حتی اگر بتواند اهداف مورد نظرش را در صورت وقوع جنگ محقق کند. برای مثال ایران پس از انقلاب همچنان از تواناهای بسیار جدی دفاعی رژیم پهلوی بهره مند بود اما باز هم مورد تهاجم عراق قرار گرفت. دلیل این امر را می توان در نداشتن عامل بازدارنده از سوی ایران دریافت که عراق را به این نتیجه رساند که هزینه تهاجم به ایران غیر منطقی نیست. در حالی که بازدارندگی هسته ای موجود در رابطه ی هند و پاکستان موجب گشته که طرفین خویشتن داری بسیار بیشتری از خود نسبت به گذشته نشان دهند.

به عبارت دیگر بازدارندگی برای کشورهایی شبیه ایران این پیام را به کشورهای متخاصم ارسال می کند که ممکن است ایران دارای توانایی دفاعی گسترده ای نباشد اما به دلیل برخورداری از بازدارندگی اگر شما آسیبی به من وارد کنید همه با هم به درون باتلاق می رویم پس بهتر است اقدامی صورت ندهید. سوال این جا است که ایران چگونه به بازدارندگی مد نظرش رسیده است؟      

برای فهم دقیق تر این موضوع درابتدا باید بین تهاجم سراسری زمینی و تهاجم هوایی به مراکز حساس هسته ای و استراتژیک ایران تفکیک قائل شد. در مورد تهاجم زمینی می توان موانع زیر را بر شمرد:

1- وسعت 2 تا 3 برابری ایران نسبت به عراق و افغانستان که خود به خود کنترل  این کشور را دشوارتر می کند 2- جمعیت 80 میلیون نفری ایران که بر پیچیدگی اقدام نظامی علیه ایران می افزاید

3- مخالفت گسترده جامعه ی بین المللی

4- عکس العمل جهان اسلام به طور خاص عموم مردم و نه دولت های کشورهای اسلامی علیه چنین اقدامی.

این عامل ناشی از محبوبیت نسبی ایران  به دلیل مواضع غرب ستیزانه در جهان اسلام است و می تواند غیر مستقیم باعث فشار بر ایالات متحده و متحدینش شود 5- مخالفت گسترده ی افکار عمومی آمریکا با چنین اقدامی پس از تجربه ی ناموفق جنگ عراق

6- پرهزینه شدن تهاجم زمینی متعارف در دوران معاصر که موجب اعمال فشار سنگین اقتصادی حتی بر قدرت های بزرگ جهانی می شود

7- تفاوت در روحیه ملی ایرانیان نسبت به دیگر کشورهای منطقه که حاضر به پذیرش بیگانگان در کشورشان نیستند. این عامل می تواند موجب یک جنگ فرسایشی بلند مدت نیروهای خارجی در ایران شود که در نهایت دولت اشغالگر بازنده آن است.

در مورد تهاجم هوایی نیز می توان به این عوامل اشاره کرد:

1- بی ثباتی گسترده منطقه در نتیجه اقدامات مقابله جویانه ی ایران. در این مورد می توان به چندین مورد مثل زمینگیر کردن نیروهای ایالات متحده در افغانستان از طریق حمایت ایران از شیعیان غرب افغانستان اشاره کرد. تجربه ی تشکیل لشکر فاطمیون در سوریه توسط ایران نشانه ی توانایی این کشور در این زمینه است. مورد دیگر موشک باران اسرائیل و پایگاه های ایالات متحده در منطقه توسط ایران است. در موارد دیگر می توان به بستن تنگه ی هرمز و انهدام سکوهای نفتی کشورهای حوزه خلیج فارس.

در این مورد موفقی عملی الزامی نیست بلکه تاثیرات روانی چنین اقدامی حتی اگر محقق هم نشود می تواند ضربات مهلکی به اقتصاد جهانی و قدرت های غربی وارد کند. همچنین تحریک شیعیان منطقه علیه دولت‌های هم پیمان ایالات متحده و غیره اشاره کرد. ب

ه طور کلی در این مورد باید گفت شرایط منطقه به گونه ای است که یا هیچ جنگی در کار نباشد یا همه در گیر باشند و جنگ نمی تواند دوجانبه باقی بماند. برای مثال هر گونه اقدام یکجانبه از طرف اسرائیل با عکس العمل ایران در منطقه موجه می شود که در این صورت فقط مداخله ایالات متحده می تواند به از کنترل خارج نشدن اوضاع کمک کند و بر عکس هر گونه اقدام نظامی آمریکا نیز باعث می شود ایران، هم پیمانان آن کشور از جمله اسرائیل را مورد تهاجم قرار دهد. پس در صورت جنگ همه ی کشورهای منطقه باید هزینه ی هنگفتی بپردازند که این عامل می تواند بر مناقع اقتصادی دیگر قدرت های جهانی نیز موثر باشد.

2- نابودی جریان غربگرا در نتیجه تحریک احساسات ملی شان. این جریان داخلی چه در سطح نخبگان دولتی و چه در سطح عموم مردم می تواند همسو با منافع غرب در داخل ایران عملکرد داشته باشد که در صورت تحریک احساسات غرب ستیزانه ی آن ها در واقع ایالات متحده بر علیه منافع بلند مدت خودش اقدام کرده است. این جریان ممکن است بیشتر حاضر به سازش با غرب باشد اما اگر احساسات ملی اش جریحه دار شد مثل دیگر جریانات محافظه کار داخلی موضع گیری خواهد کرد. این مسئله از این لحاظ بیشتر حساسیت برانگیز می شود که در صورت انهدام تاسیسات هسته ای ایران امریکا یا اسرائیل مجبور هستند زیرساخت های اقتصادی و اجتماعی ایران را نیز منهدم کنند تا قدرت تلافی کردن ایران را از بین ببرند. در چنین وضعیتی آن ها باید با زندگی مردم عادی ایران وارد تقابل شوند.

3- ایران همیشه به دنبال حفظ برنامه هسته ای صلح آمیز خود بوده است اما این نگرانی در بین مقامات امنیتی ایالات متحده به طور جدی وجود دارد که در صورت تهاجم هوایی علیه ایران، این کشور درصدد برآید که با ساخت سلاح اتمی از تهاجم مجدد علیه خودش در آینده جلوگیری به عمل آورد. این اقدام در واقع نوعی نقض غرض است که به دلیل تناقضی که در آن است نه تنها برنامه ی هسته ای ایران را متوقف نمی کند بلکه انگیزه ی مضاعفی به این کشور می دهد که مجددا برنامه ی هسته ای خود را بازسازی کند اما این بار به شکل نظامی. در این مورد فقط تهاجم زمینی کارساز است که آن هم به دلایل ذکر شده در بالا منتفی است. عاملی که در این مورد ایران را از برنامه ی هسته ای عراق و سوریه متمایز می کند(به ترتیب در سال های 1981 و 2007 با تهاجم هوایی اسرائیل برنامه ی هسته ای آن ها متوقف شد) برخورداری ایران از فناوری پیشرفته ی هسته ای است که به ایران امکان بازسازی مجدد تاسیسات هسته ای خودش را می دهد به عبارت دیگر توان هسته ای ایران به مرحله ی بازگشت ناپذیری رسیده است.

تنها راه حل برای این مسئله حملات دوره ای و مداوم است که دائما در حال تخریب تاسیسات هسته ای مخفی ایران پس از تهاجم اول باشد اما این نگرش از این لحاظ می تواند دارای ریسک باشد که احتمال دارد امریکا نتواند تاسیسات مخفی ایران را شناسایی کند. ایران هیچ گاه قصد ساخت سلاح اتمی را نداشته است اما چون توان ساخت آن را دارد همیشه کشورهای متخاصم با ایران دچار نوعی ترس و اضطراب برای توسل به اقدام نظامی علیه این کشور می باشند. در این مورد ساخت سلاح اتمی تبعات بسیار وخیم تری برای ایالات متحده و اسرائیل دارد.

 

ایران در حال حاضر در وضعیتی است که شاید نتواند آن چنان که باید و شاید از مواضع خود در برابر تهاجم خارجی دفاع کند اما به دلیل توانی که در ایجاد هزینه غیرمنطقی برای دشمنانش دارد می تواند از بروز جنگ احتمالی خودداری کند. یکی از مزایای اصلی چنین رویکردی این است کشور بازدارنده می تواند بدون پرداخت هزینه زیادی از منافع خود پاسداری کند.

شاید تصور این که کشورهایی مثل ایران با توجه به ظرفیت های اقتصادی محدودی که دارند اقدام به استخدام نیروهای نظامی گسترده‌ای کنند و هزینه زیادی را صرف ساخت تجهیزات متعارف نظامی کنند غیر ممکن به نظر آید اما دکترین بازدارندگی می تواند راه میانبر مناسبی بین دستیابی به امنیت ملی مطلوب و در عین حال هزینه های به صرفه اقتصادی باشد. »

منبع : فارس
سامانه پیامک : 30008830303000پست الکترونیک: info@zakernews.ir