کد خبر ۵۱۶۸۰۷ انتشار : ۲۹ مرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۱۰

غارنشینان سرمایه داری و اشرافیت!

صاحبان وجدان در غرب هم معترفند که درد امروز بشر، جز بیرون آمدن از غار جهل آفرین پول و سرمایه و دیدن مظاهر سبک زندگی سالم و حرکت بر مدار آن دوایی دیگر ندارد، مردم ما هم می‌خواهند ایران در این ریل به پیش رود؛ این شدنی است اما هزینه های زیادی دارد.

به گزارش ذاکرنیوز، قاسم جعفری عضو شورای مرکزی کانون دانشگاهیان ایران اسلامی و نمانیده سابق مجلس طی یادداشتی نوشت: صاحبان وجدان در غرب هم معترفند که درد امروز بشر، جز بیرون آمدن از غار جهل آفرین پول و سرمایه و دیدن مظاهر سبک زندگی سالم و حرکت بر مدار آن دوایی دیگر ندارد. مردم ما هم می خواهند ایران در این ریل به پیش رود؛ این شدنی است اما هزینه های زیادی دارد از جمله ایستادگی در برابر قدرت دشمنان مستکبر. تحمل جنگ های نرم فرهنگی اقتصادی سیاسی رسانه‌ای و حتی نبرد سخت که در عین بعد و احتمال ضعیف وقوع آن ، نباید غافلگیر شد.

متن این یادداشت در ادامه آمده است:

« جایی خواندم که" ساراماگو " برنده جایزه نوبل ۱۹۹۸ به خاطر رمان "همه نام ها - کوری" علت نوشتن رمان "غارنشین" را چنین تشریح می کند: زنی را دیدم که وصیت کرده بود پس از مرگ خاکسترش را در اطراف مجتمع تجاری بپراکنند چون بهترین و خوشترین اوقات زندگی را در آن سپری کرده است!

در واقع سوال اساسی‌اش این است که آیا مجتمع تجاری، خرید، رفاه و کلا سرمایه‌داری، می‌تواند منشآ خوشبختی و سعادت واقعی باشد؟

ساراماگو، از مثال افلاطون در خصوص کسانی که در غاری به دنیا آمده اند مدد می‌گیرد که در همان جا چنان به زنجیر کشیده شده اند که وقتی آتشی در پشت سرشان روشن می‌شود و سایه آن بر دیوار مقابل می‌افتد حتی امکان برگشتن و دیدن اصل آتش را ندارند؛ فرض کنید در چنین حالی یکی از ساکنان غار را از آن خارج کنند و پس از بازگشت، از آنچه در بیرون دیده است گزارش دهد، آیا آنها که تمام دنیایشان همان محدوده و دیوارهای غار بوده است حرف های او را قبول می کنند؟

ساراماگو معتقد است آن غار وصف حال بشر گرفتار آمده در چنبره سرمایه داری و اشرافیت است که نمی تواند بپذیرد خارج از قفس مادیت و زندگی رفاه زده هم، خبرهایی هست. آری پیرمرد روستایی سفالگر و پشم فروش رمان ساراماگو عاقل تر، داناتر تر و روشن بین تر از ساکنان آپارتمان های کذایی و غرق در رفاهیت های ظاهری است. به تعبیری آدمی، همچون مرد روستایی رمان ساراماگو که کشش و انگیزه درونی عاقبت او را به زادگاه اصلی اش بازش گرداند دوست دارد تا به فطرت خویش برگردد اما ارزش های تصنعی زندگی مبتنی بر فلسفه ماتریالیستی با این گرایش فطری و جبلی در پارادوکس جدی به سر می برد.

بشر سر گشته در پیچ و خم دنیازدگی به تعبیر قرآن فقط همین دنیای زودگذر و زخارف فریبایش را می فهمد و از بعد روحی و معنایی و جهان ابدی غافل است. (یَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِنَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ) الروم 7.

باید به مدد دانش و اندیشه و عقلانیت سلیم از غار سرمایه داری رهید تا معلوم شود که این فلسفه ی خانمانسوز ، خدا انسان بین و سود محور چگونه نگاه آدمی به خود و جهان پیرامونش را تخریب کرده است.تا جایی که به تعبیر قران : " (.. نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ ۚ أُولَٰئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ )الحشر 19. 

بشر امروز غرق در جاهلیت مدرن است. وصف آن زن سبک مغز که خیال می‌کرد فلان مجتمع تجاری پس از مرگ هم به دادش می‌رسد شرح حال بسیاری از آدم‌های امروزی است که برای خود طبقات خاص تشکیل داده اند و در اوج غرور ناشی از جهل مرکب خیال می‌کنند که خوشبختند! آنان در دام طراحی‌های سبک زندگی مهندسی شده جهان سلطه اسیرند اما به تعبیر عرفا و عالمان اخلاق بدترین مرض آن است که فرد نه تنها از آن بی خبر است که با همه ی اطمینان ، وجود بیماری را انکار می کند.

چه خوب می گوید علی (ع) که " مَا لِی أَرَاکُمْ عَنِ اَللَّهِ ذَاهِبِینَ وَ إِلَى غَیْرِهِ رَاغِبِینَ کَأَنَّکُمْ نَعَمٌ أَرَاحَ بِهَا سَائِمٌ إِلَى مَرْعًى وَبِیٍّ وَ مَشْرَبٍ دَوِیٍّ وَ إِنَّمَا هِیَ کَالْمَعْلُوفَةِ لِلْمُدَى لاَ تَعْرِفُ مَا ذَا یُرَادُ بِهَا إِذَا أُحْسِنَ إِلَیْهَا تَحْسَبُ یَوْمَهَا دَهْرَهَا وَ شِبَعَهَا أَمْرَهَا ..چرا از خدا برگشته و به غیر او روی آورده اید ؟ گویا گله ای را می مانید که چوپانش آن را به چراگاهی وباخیز و آبشخوری بیماری زا برده است . شاید هم پرواریانی را می مانید که تمام همش علف خوردن است از آینده اش غافل است و سیری امروز را همه زندگی می انگارد و خبر ندارد که برای چاقو چاق می شود . به قول هاتف اصفهانی به این سنخ آدم ها باید گفت ؛ 

چشم دل وا کن که جان بینی
آنچه نادیدنی است آن بینی

فکر می کنم برای کسانی که از آخرت بی خبرند و حیات مترفانه دنیا را برگزیده اند این جمله داستایوسکی را باید یادآور شد که می گوید: انسان با بینش و آگاهی و لو در سختی زندگی کند بهتر از آن است که در رفاه ظاهری اما غرق در جهل و نادانی روزگار بگذراند. 

فلسفه سرمایه داری و سبک زندگی اشرافی ناشی از آن نه تنها گروه‌های خاص، نوکیسگان و بهره مندان از رانت‌های مختلف که مدیران ضعیف النفس را حتی در جامعه و نظام دینی به تباهی می کشد. چون رسیدن به بهشت آرزوهای سرمایه سالاری که خود می داند نامشروع است از راه های سالم میسر نیست ناگزیر خود را به توفان غل و خیانت می سپارد و تا جایی پیش می رود که با آن که در منجلاب فساد اقتصادی ، اخلاقی و غیره غوطه می خورد خویش را اصلاح گر می نامد و تا آخرین لحظه که به دام می افتد نیز با قیافه حق به جانب برای دیگران صدا کلفت می کند.

این که امام راحل ره می فرمودند : " من در میان شما نگذارید این انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد " حکمتش همین است که این طایفه برای منافع خود حرث و نسل را با کارشناسی ناصواب ، تصمیم سازی مغرضانه و تصمیم گیری جاهلانه و یا خائنانه به خطر می افکنند و ریشه را می خشکانند. به مدد رسانه ها و تبلیغات سیل آسا به مردم می باورانند که حق شما برخورداری تمام عیار از رفاه تام در زندگی است و سپس خود را در کسوت قهرمان و توانمند در تحقق بخشی به این باغ سبز ، نشان می دهند و هر صدای نقد و مخالفتی را هو می کنند تا بی هیچ مانعی آمال خویش را اجرایی کنند. ( در طول عمر چهل ساله انقلاب شاهد مثال کم نیست بویژه موارد روشن اعتماد به وعده های امریکا و غرب به جای اتکا به توان انسانی خودی وبهره گیری از امکانات و منابع داخلی . ) اگر رهبر حکیم انقلاب حرف از سبک زندگی اسلامی ایرانی می زنند به خاطر آن است بدون اصلاح سبک و ریل زندگی و حرکت بر مدار درست آموزه های دینی و سنت های نیکوی بومی امکان ندارد که به اوج قله و احیای تمدن نوین اسلامی دست یافت. مدیران و مسوولان فاسد چون به فضل رسانه‌های مختلف، مدام در مرای و منظر مردمند طبیعتا الگوی زندگی مردم خواهند بود چرا که به درستی گفته شده است : " الناس بآمرائهم اشبه منهم بآبائهم " مردم بیش از پدر و مادر خویش را شبیه حاکمانشان می کنند.

این درد بزرگ است که امروز شاهد اعتراف کسی چون معاون اول رییس جمهور باشیم که بگوید: "امروز فساد به بخشی از مسوولان رده بالا سرایت کرده است. "رجوع به آرمان های اصیل انقلاب اسلامی که هنوز هم اکثریت ملت با غیرت و حماسه از آن دفاع می کنند و واقعیت جامعه که از آسیب های مختلف به وجود آمده دل چرکینند به ما می گوید برای حل معضل فساد ، به سراغ شاخ و برگ ها رفتن کارساز نیست بلکه باید قلع ماده ی فساد نمود و این مهم میسر نیست جز اصلاح فلسفه زندگی بر مدار آموزه های وحیانی و برخورد متقن ، قاطع ، سریع و موثر قوه ی قضائیه با سرشاخه های فساد در هر کجا و مرتبتی که باشند. البته که همه گیر کردن سبک زندگی اسلامی ایرانی وظیفه نهادهای مختلف آموزشی فرهنگی و حاکمیتی است گرچه بیش از همه وزارتخانه های مرتبط ، حوزه های علمیه ، آموزش و پرورش ، دانشگاه ها و..باید پاسخگو باشند.

مجلس و قوه قانونگذاری نباید کاهلی کند و دولت که همه امکانات کشور در دستان اوست باید پاسخگو باشد.

خلاصه آن که حتی صاحبان وجدان در غرب هم معترفند که درد امروز بشر، جز بیرون آمدن از غار جهل آفرین پول و سرمایه و دیدن مظاهر سبک زندگی سالم و حرکت بر مدار آن دوایی دیگر ندارد. مردم ما هم می خواهند ایران در این ریل به پیش رود؛ این شدنی است اما هزینه های زیادی دارد از جمله ایستادگی در برابر قدرت دشمنان مستکبر. تحمل جنگ های نرم فرهنگی اقتصادی سیاسی رسانه‌ای و حتی نبرد سخت که در عین بعد و احتمال ضعیف وقوع آن ، نباید غافلگیر شد.»

سامانه پیامک : 30008830303000پست الکترونیک: info@zakernews.ir
برچسب ها :آخرین خبر