کد خبر ۴۵۹۱۵۷ انتشار : ۲۳ دی ۱۳۹۶ ساعت ۰۳:۱۳
وزیر شیعی سلجوقیان و نقش او در خدمت رسانی به شیعه - بخش اول

کارهای مذهبی و خدمت به تشیع وزیر شیعی سلجوقیان

این پژوهش، با روش توصیفی ـ تحلیلی و از طریق مطالعه کتابخانه ای، ضمن ارزیابی زندگی و کارهای مجدالملک، به نقش او در پیشبرد اندیشه شیعی و ترویج اندیشه امامیه و بنای اماکن متبرکه پرداخته و فرجام وی را تصریح نموده هست.

 

خلاصه

سلجوقیان پس از سیطره بر ایران، برای اداره قلمرو گسترده خود، از وزرای ایرانی برای کسب مشروعیت، مقبولیت و اداره کشور بهره بردند. رقابت های سیاسی در بین وزرا و خاندان سلطنتی، باعث گردید تا راه برای ورود پیروان مذهب حریف بویژه شیعیان امامی به دربار گشوده گردد. البته سیاست تسامح مذهبی ملکشاه و نفوذ ترکان خاتون و نزدیکان شیعه او، به نفوذ شیعیان امامی مساعدت کرد.

  مجدالملک قمی یکی از وزرای معروف این دوره بود که عوامل فوق در قدرت یابی او نقش بسیاری داشت. او از وزیران معروف دوره میانی امپراتوری سلجوقی بود که حدود دو سال وزارت برکیارِق را برعهده داشت؛ مجدالملک در مدت وزارت، کارهای ارزنده ای در راستای نفوذ تشیع  در دربار سلجوقی و بازسازی و رونق دادن قبور ائمه‰ و بزرگان شیعه انجام داد. این پژوهش، با روش توصیفی ـ تحلیلی و از طریق مطالعه کتابخانه  ای، ضمن ارزیابی زندگی و کارهای مجدالملک، به نقش او در پیشبرد اندیشه شیعی و ترویج اندیشه امامیه و بنای اماکن متبرکه پرداخته و فرجام او را تصریح نموده هست.

کلیدواژه ها

سلجوقیان، مجدالملک قمی، تشیع، قبور امامن، شهر قم، بقیع

امیر مجدالملک ابوالفضل اسعد بن حسن [محمد]  بن موسی، معروف به مجدالملک در نیمه اول سده پنجم هجری، در سال 441 قمری در یکی از روستاها یا محله های قدیمی شهر قم به اسم «براوستان» پا به عرصه هستی نهاد. کنیه اش «ابوالفضل» و چون به روستای براوستان منسوب بود، براوستانی هم نامیده می گردید و بمناسبت این که براوستان یکی از روستاها یا محلات شهر شهر قم بوده، به «قمی» معروف گردید. ( (حموی، 1383، ج1، ص473) مجدالملک در شهر قم نشو و نما کرد و باورهای دینی و اخلاقی‏اش در این شهر شیعه‏نشین و دانشمندپرور شکوفا و مستحکم گردید. ولی از آن‏جا که به حوزه سیاست و مسائل اجتماعی گرایش داشت، از شهر قم به سمت اصفهان، مرکز حکومت سلجوقیان، حرکت کرد و در آن شهر اقامت گزید.

او که مردی ادیب و اهل قلم بود، در دستگاه حکومت برای کتابت و شغل دیوانی انتخاب گردید. پس از چندی، بر اثر لیاقت و شایستگی سیاسی‏اش در دولت برکیارق، ستاره اقبال او اوج گرفت و برکیارق او را به عنوان صدراعظم پذیرفت. ( (حموی، 1383، ج1، ص473؛ شوشتری، 1354، ج2، ص460) مجدالملک قمی، سالیان متمادی در رأس امور سیاسی و مالی حکومت سلجوقیان قرار داشت و به تدبیر امور می‏پرداخت. اطلاعات پراکنده ای در راستای حیات فردی و اجتماعی وی در مراجع تاریخی وجود دارد، گرچه کتب و مقالات متعددی در مورد دیوان سالاری عصر سلجوقی منتشر گردیده هست.

کتاب های دیوان سالاری در عصر سلجوقی، نوشته کارلا کلوزنر و وزارت در عهد سلاجقه بزرگ، نگاشته عباس اقبال آشتیانی، منحصرا به حوادث سیاسی دوران وزارت وزیران بـزرگ و سـاختار دیوانی اشاره کرده اند. هم چنین علی احمدی میرآقا و سیداسدالله موسوی عبادی (1389)، در مقاله ای با عنوان « بَراوِسْتانی، مجدالملک، وزیر شیعی عهد سلجوقیان و سازنده گنبد بقیع»، به ارزیابی کارهای مذهبی این وزیر شیعی پرداخته اند. ابوالحسن ربانى سبزوارى(1387) نیز در مقاله زندگی نامه «اسعد بن حسن بن موسی قمی»، که در مجموعه ستارگان حرم، جلد 12 منتشر گردیده، به ارزیابی گوشه هایی از حیات دینی و مذهبی وی و زمانه و محیط فکری و سیاسی این دوره پرداخته هست.

  محسن مؤمنی (1393) در مقاله «وزارت مجدالملک قمی، واکاوی رقابت خراسانی ـ عراقی» در مجله جستارهای تاریخی، سیدمحمدحسین محمدی و شهرام یوسفی فر (1389) در مقاله «تأثیر باورهای مذهبی بر زندگی اجتماعی شهرری در عصر سلجوقی»، همان مجله، دوره اول و ساسان طهماسبی(1382)، در مقاله «رقابت عراقی ها و خراسانی ها در دیوان سالاری سلجوقی»، به ارزیابی گوشه هایی از حیات فکری و سیاسی مجدالملک پرداخته اند؛ اما به صورت مخصوص، نقش این وزیر ترقی خواه و خدمت سلجوقیان در توسیع شیعه در ایران را ارزیابی نکرده اند.

بدین ترتیب، سوال کلیدی تحقیق این هست که با توجه به تقویت جریانات فکری اهل سنت در دوره سلجوقی، مجدالملک قمی چه اثرگذاری و جایگاهی در خدمت به شیعیان داشته و این جایگاه، چه طور بر موقعیت و سرنوشت او اثر گذاشته هست؟

فرض غالب بر این هست که وی با توجه به سابقه فکری به وسیله حضور در شهر قم و نگاه مخصوص به تقویت تشیع، نقش پررنگی در مساعدت به تقویت شیعه در آن برهه داشته هست. بدین ترتیب، در ادامه، ابتدا به ارزیابی سابقه حیات اجتماعی و وضعیت حاکم بر زمانه مجدالملک و در ادامه خدمات و فعالیت های او پرداخته می گردد.

 بسترشناسی جغرافیایی، مذهبی و اجتماعی مجدالملک

مجدالملک منسوب به ده براوستان از روستاهای شهر قم بود. در مورد بافت مذهبی این منطقه های، باید اقرار کرد که این شهر با سابقه تاریخی غنی، به طور مستمر به عنوان یک شهر منسوب به اهل بیت‰ معروف هست. وجود حرم مطهر حضرت معصومهƒ و دیگر نوادگان ائمه‰ و کوچ علویان نیز بر این عظمت افزوده و این شهر نمونه ای کوچک از جامعه و فرهنگ شیعیان و پیروان اهل بیت اطهار‰ به شمار می آید.

  براوستان از بزرگ‏ترین روستاهای شهر قم بوده و گفته اند اسم این ده در قدیم‏الایام «انبارستان» و از منطقه‏های معروف در نزدیک شهر قم بوده، زیرا انبارهای عجم در آن محل قرار داشته هست. ( (قمی،1361، ص 63) یاقوت حموی جغرافی‏دان پرآوازه اسلامی، براوستان را یکی از روستاهای شهر قم می شمارد. (حموی، 1383، ج1، ص473)

(حموی، 1383، ج1، ص473)داده‏های تاریخی در مورد خاندان او و نیز پدرش که چه شخصیت و چه موقعیتی داشته اند و این که خود این وزیر شیعی دارای فرزند بوده یا نه، بسیار اندک هست. بنابراین نمی‏توان نظر دقیق و قطعی در این مورد داد. مجدالملک از نظر پایگاه خانوادگی، به طبقه کشاورزان بستگی داشت. با ورود اسلام و ترکان به ایران، ساختار طبقاتی دوره قبل از اسلام ازهم پاشید و تحرک اجتماعی عمودی و افقی چشم گیری پدید آورد. در این میان، عده ای از اشخاص با استعداد این طبقه، به سلک دیوانیان راه یافتند و به مقام های عالیه هم چون وزارت، استیفا، انشا، اشراف، عرض و غیره رسیدند. مجدالملک از زمره آن هاست. (ابن اثیر، 1371، ج23، ص263؛ الامین، بی تا، ج3، ص299)

(ابن اثیر، 1371، ج23، ص263؛ الامین، بی تا، ج3، ص299)مجدالملک قمی از نظر شخصیتی، فردی بخشنده و عنصری خدمت گزار بود که سیاست را با عبادت خداوند متعال درهم آمیخته بود. او از منشیان دیوان ملکشاه به شمار می آمد که تدریجاً اعتماد او را کسب کرد و ریاست دیوان خانه او گردید، ولی در موقع عزل خواجه نظام الملک که تحولات مهمی در شغل ها ارکان درباری دادند، او را هم برکنار ساختند. (بنـداری، 1356، ص97؛ امین، 1403، ج3، ص299)

 زمینه حضور در دستگاه دیوان سالاری

(بنـداری، 1356، ص97؛ امین، 1403، ج3، ص299)مجدالملک در زمان ملکشاه، نایب شرف الملک خوارزمی، مستوفی کل بود و پس از او مستقلاً سمت مستوفی کل را کسب کرد. بعد ها مجدالملک و تاج الملک که بر دیوان انشا و طغرا ریاست داشت، با یک دیگر ارتباط دوستی ایجاد کردند و تاج الملک در نزد سلطان از او تحسین می کرد. این دو با سدیدالملک ابوالمعالی مفضل بن عبدالرزاق بن عمر عارض لشکر نزدیک گردیدند و تاج الملک او را نیز در گروهش که مخالف با نظام الملک عامل اتحاد بخش آنان بود، وارد کرد. ( (بنداری اصفهانی، 1356، ص 71؛ اقبال، 1338، ص109ـ 110) این سه تن به عنوان رهبران فرهیختگان عراقی و مخالفان نظام الملک بودند.

  از لحاظ جغرافیایی دو تن از آنان یعنی تاج الملک و مجدالملک، به عراق عجم ارتباط داشتند و سدیدالملک بنابر اشعار معزی، از اهالی خراسان بود (معزی، 1362، ص107ـ 108) که با توجه به منفعت های سیاسی، با عراقی ها همراه گردید. از لحاظ مذهبی، مجدالملک بدون شک شیعه بوده هست، ولی در مورد مذهب تاج الملک اختلاف نظر وجود دارد. هم چنین در مورد سدیدالملک و شیعه بودن او در مراجع مطلبی اظهار نشده، اما نظام الملک برای این که فرهیختگان مخالف خود را از لحاظ مذهبی محکوم کند و با این وسیله آنان را از قدرت کنار بگذارد، آنان را رافضی و بدمذهب معرفی می کرد. او به خود جرأت می داد که تمام شیعیان را باطنی مذهب بخواند. (همدانی، 1368، ص305؛ هاجسن، 1346، ص 120)

(همدانی، 1368، ص305؛ هاجسن، 1346، ص 120)ملکشاه سلجوقی در حدود سال 485 قمری، با تلاش های فرهیختگان عراقی و ترکان خاتون، عزل و انتصاب هایی انجام داد و فرهیختگان عراقی را جایگزین فرهیختگان خراسانی کرد. بنابراین به جای نظام الملک، تاج الملک ابوالغنائم به وزارت رسید. نیز به جای شرف الملک ابوسعد، مجدالملک ابوالفضل قمی و به جای نهایت الدوله ابورضا فضل الله بن محمد عارض، سدیدالملک ابوالمعالی منصوب گردیدند. این عوض شدن فرهیختگان، بازتابی خاص در مراجع ادبی و تاریخی دوره سلجوقی داشت. تقریباً تمام مراجع این دوران، این عمل سلطان را زشت محسوب و فرهیختگان عراقی را مذمت نموده اند. معزی در شعری، این عمل سلطان را این چنین نقد کرده هست:

چراهمی بگزینی بر وصال فراق

به چه سبب همی ز خراسان روی به سوی عراق

(اقبال، 1338، ص 49)

ابوالمعالی نحاس نیز این چنین انتقاد می کند:

گر از نظام و نهایت و شرف تو سیر گردیدی

ز تاج و مجد و سدیدت نگر چه پیش آمد

(راوندی، 1333، ص 136)

معزی در شعری، این عمل سلطان را این چنین نقد کرده هست:ظهیرالدین نیشابوری نیز سیاست ملکشاه را چنین نقد می کند.

قضا را سلطان در آخر عهد دولت خود، جمله اصحاب مناصب دیوان قدیم را مبدل و عوض شدن فرمود؛ آن نیز برو مبارک نیامد، شاه را نمی شاید بندگان قدیمی خود را اصلا و ابدا آزردن و از علو و سمو درجه به حموله و سقوط انداختن، سامانیان این خصلت نداشتندی. (نیشابوری، 1332، ص 33)

 بستر علمی و ساختاری عصر برکیارق و تقویت جریانات شیعی

(نیشابوری، 1332، ص 33)آغاز سلطنت برکیارق (485- 498ق) آغاز انحطاط سلجوقیان بود. با فوت ملکشاه، باب رقابت و جنگ هاى داخلى از همه طرف گشوده گردید. ترکان خاتون و تاج الملک، محمود پسر چهارساله ملکشاه را به سلطنت رساندند و تاج الملک به وزارت انتخاب گردید (اصفهانى‏، 1425 ق‏، ص 236) و امیر انر از امراى ملکشاهى را نیز به سپهسالارى لشکر برگزیدند.

پسر ارشد ملکشاه در این هنگام در اصفهان اقامت داشت. ترکان خاتون چون می دانست که علی رغم برکیارق، سلطنت پسرش صورت نخواهد گرفت، امر کرد که برکیارق را در اصفهان به زندان انداختند. ولی غلامان نظامیه در اصفهان، برکیارق را از زندان آزاد و به سلطنت برگزیدند. در جنگی که بین محمود و برکیارق در سال 485قمری روی داد، برکیارق برنده گردید و اصفهان به تصرف برکیارق درآمد و تاج الملک کشته شد.( همدانى، 1368، ص 42)

( همدانى، 1368، ص 42)برکیارق به آسانی بر اصفهان دست یافت و مخالفان خود را به کلى مغلوب ساخت و رسماً به جاى پدر نشست. او ابتدا وزارت خود را به عزالملک حسین و پس از آن مؤیدالملک از پسران خواجه نظام الملک سپرد و با امرای چموش من جمله عمویش تاج الدوله تتش، امیر شام، به مبارزه برخاست و مؤیدالملک این دشمن سرسخت را طی جنگی در نزدیکى رى (سال 488ق) مغلوب کرد و به کشتن رساند.((خواند میر،1380، ج2، ص502) پس از دوئل ری، برکیارق با هدایت مادرش زبیده خاتون و مجدالملک قمى، مؤیدالملک را از وزارت عزل نمود و فخرالملک برادر بزرگ تر او را به وزارت رساند. (مستوفی،1364، ص 441)

  (مستوفی،1364، ص 441) مجدالملک با داشتن سمت وزارت زبیده خاتون و دیوان استیفا، در حقیقت بر همه کارها مسلط گردید و وزارت فخرالملک، اسمى بلامسمى بود. ( (بنـداری، 1356، ص97) برکیارق در سال 490 قمری فخرالملک را از وزارت برکنار ساخت و وزارت خود را به مجدالملک قمى واگذاشت. مؤیدالملک پس از برکناری از وزارت برکیارق، برای گرفتن انتقام از مجدالملک قمى و سلطان سلجوقی، به گنجه پیش محمد برادر دیگر سلطان رفت که بر ارّان و گنجه حکومت می کرد. و او را که با سنجر از یک مادر بود، به قیام بر علیه برکیارق برادر پدرى خود واداشت و او را به طرف همدان و رى حرکت داد. برکیارق به سرعت سپاهیانى جمع آورد و براى دفع برادر از رى به زنجان شتافت. در این محل، جماعتى از سپاهیان سلطانى بر او قیام کردند و کشتن مجدالملک قمى را خواستار گردیدند. عاقبت او را در هیجده شوال 492 قمری (1099م) به کشتن رساندند. (مستوفی،1364، ص 442)

(مستوفی،1364، ص 442)این سال مصادف با حمله صلیبیون به بیت المقدس بود. خود برکیارق پس از دوازده سال حکومت، در 25 سالگی، درگذشت. ( (راوندی، 1333، ص 138) در زمان او، وجود اختلافات مذهبی اهل سنت، بویژه بین شافعیان و حنفی ها، باعث گردید تا اتحاد جوامع اهل تسنن درهم شکسته گردد و وقتی که آنان در ری، اصفهان و نیشابور سرگرم نزاع با یک دیگر بودند، شیعه به رشد فکری، علمی و اجتماعی خود ادامه می داد. علویان و سادات در این زمان دارای نفوذ معنوی و اجتماعی بودند و پادشاهان سلجوقی، نقبایی را به منظور انسجام و افزایش ارزش و منزلت این بزرگان تعیین می کردند.

 وزارت و اصلاحات مجدالملک

دوران وزارت مجدالملک قمى در حدود دو سال طول کشید. او در طول این دوران، با پشتوانه پشتیبانی مادر سلطان، توانست بر وضعیت کشور مسلط گردد. داده های تاریخی، مجدالملک را به برخورداری از ابهت ستوده اند. به نوشته ابوالرجای قمی، «در دولت مبارک سلجوقی، قاهرتر از مجدالملک، دستاردار نبود». ( (ابوالرجای قمی، 1363، ص 14) این ابهت و نیز سخت گیری وی بر امرا، خوشایند نظامیان نبود و فرجام او را رقم زد. (دائره المعارف اعلمى، ج16، ص105)

(دائره المعارف اعلمى، ج16، ص105)در آن زمان، بیش تر دیوانیان عراقی از شیعیان امامیه بودند که موفـق شده بودند در دستگاه ترکان خاتون، همسر سلطان، نفوذ کنند. ترکان خاتون و دیوانیان عراقی طرف دار او، پی گیر به سلطنت رساندن محمود فرزند ترکان خاتون بودند. تاج الملک ابوالغنائم وزیر ترکان خاتون گردید. شاید سبب تمایل گروه عراقی ها به محمـود سـلجوقی، رقابت با حریفان خراسانی بوده باشد. گروه خراسانی ها که طرفداران نظام الملـک بودنـد، بـه این سبب که دشمن خود یعنی تاج الملک را در جبهـه مقابـل می دیدنـد، از گزینـه دیگـر سلطنت یعنی برکیارق پشتیبانی کردند. (ابـن اثیـر، 1351، ج17، ص192؛ نیشـابوری، 1332، ص26)

(ابـن اثیـر، 1351، ج17، ص192؛ نیشـابوری، 1332، ص26)مجدالملک با شناخت و فهم گسست های بنیادین جامعه در عرصه سیاست، اجتماع و دین از یک سو و جایگاه، موقعیت و نقش خود در ساختار سیاسی از جانب دیگر، به اجرای اصلاحات مکرر اقدام کرد و اصلاحات مذهبی محوریت آن بود. سرلوحه برنامه های او ضمن محافظت اتحاد امپراتوری، دفاع از ارزش های شیعه بود. این امر نیز دستاویز را به دست مخالفان داد و زمینه را برای عزل او فراهم کرد.

باید اقرار نمود، مجدالملک به رغم شیعه بودن، با اهل سنت به خوبی مشی می کرد و عدالت را نسبت به همه اجرا می نمود و شیعه را بر مکاتب اهل سنت مقدم نمی داشت. ( (قزوینی رازی، 1358، ص 83) مجدالملک دارای تسامح مذهبی بود و این امر سبب شد تا سلطان او را به وزارت خود انتخاب نماید. شوشتری روایتی از سیاست مذهبی او می آورد که نشان دهنده بی طرفی او در عرصه مذهب هست. این کار برای به دست گرفتن قدرت و اداره جامعه امری ضروری بود. شوشتری نوشته هست:

شوشتری نوشته هست:در روایتی از کتاب های تاریخی آمده که سید سعید فخرالدین شمس الاسلام الحسنی روایت نموده که اظهار کرد: «روزی در خدمت مجدالملک بودم. بازرگانان غریب درآمدند؛ یکی حلبی شیعی علی اسم و دیگری ماورالنهری را که عمر اسم بود و هر دو بر سلطان مبلغی قرض داشتند. مجدالملک فرمود تا ماورالنهری حنفی عمر اسم را از خزانه زر نقد بدادند و علی حلبی را به یکی از شهرها حواله ساختند. مردی فراش حضور داشت اظهار کرد: " ای خداوند، این عجب هست که عمر را نقد می دهی و علی را نسیه!" اظهار کرد: "می دانم اما این کار جهت آن کردم که جهانیان بدانند که در پادشاهی و خرید و فروش تعصب روا نباشد و لهذا رعایت او سنیان را نیز دربردارنده بود». (شوشتری، 1354، ج2، ص459)

 اقدامات مذهبی و خدمت به تشیع

(شوشتری، 1354، ج2، ص459)اعتقادات مذهبى وزیران در سیاست مذهبى آنان، بر جامعه تأثیرگذار بود. آنان گاه با نفوذ بر پادشاهان، خود به صورت مستقیم بر جامعه حکم رانى مى‏کردند و از جو مذهبى جامعه، در استحکام هرچه بیش تر پایه‏هاى قدرت خود بهره مى‏جستند.

در دوره  سلجوقی  بیش تر مردم  ایران ، بر مذهب  اهل  سنت  بودند. تنها مردمان شهرهای  قم ، کاشان ، آوه ، ورامین  و شمار بسیاری  از ساکنان  طبرستان ، ری ، اهواز و بخش هایی  از خراسان  مانند سبزوار، مذهب  شیعی  داشتند. در روزگار نخست  سلجوقی ، شیعیان  تا حدودی  در فشار به سر می بردند؛ اما اندک  اندک  به  دلیل  فرهیختگی  و مهارت  در شغل  دبیری ، توانستند در دستگاه  اداری  سلجوقی  نفوذ کرده ، موقعیتی  به  دست  آورند. آنان با پشتیبانی  از یک دیگر، بر نفوذ خود می اضافه کردند. اختلاف  شدید میان  شافعیان  و حنفیان  در دوره  سلجوقی ، تا حدود بسیاری  راه  رشد شیعه  را هموار کرد. در حقیقت ، اتحاد سنیان  به  میزان بسیاری  شکسته  شد و وقتی که  آن ها در ری ، اصفهان  و نیشابور، سرگرم  نزاع  با یک دیگر بودند، شیعه  در این منطقه های  رشد چشم گیری داشت.

عبدالجلیل دوران عهد وزارت مجدالملک براوستانى را، دوره استیلاى دستاربندان شهر قم و کاشان و آبه مى‏داند. ( (قزوینی رازی، 1358، ص 141 ـ 142) او نیز چون دیگر وزیران عصر ـ چنان‏که از فحواى کلام عبدالجلیل رازى برمى‏آید ـ با سیطره برکیارق و با جانب‏دارى از مذهب شیعى، مستوفیان و دیوانیان شیعى را نیز بر سر کار آورده بود. از سوى دیگر، بسیارى از امیران دولتى را به وسیله باطنیان از میان برداشته بود و همین نیز سبب شد که به تحریک مخالفانش که اغلب مخالفان مذهبى او بودند، به کشتن برسد. (همان، 280)

(همان، 280)نفوذ مجدالملک  قمی ، یکی  از مظاهر نفوذ تشیع  در دربار سلجوقی و دربار برکیارق بود. وی  قدرت  زیادی  داشت و در راستای دینی کاملاً به اصول اعتقادی و مذهبی پای بند بود. او شب‏ها، بسیار عبادت می‏کرد و نماز شبش ترک نمی‏شد؛ از احسان و صدقه زیاد به مردم، مخصوصاً علویان، دریغ نمی‏ورزید؛ از مساعدت به اشخاص آبرومند غافل نبود و از خون ریزی، بسیار کراهت داشت. او با این که شیعی بود، با سایر فِرَق و طوایف مسلمان عادلانه مشی می کرد (ابن اثیر، 1371، ج10، ص299) و تأکید وافر داشت تا با غیرشیعیان نیز هم چون شیعیان، عادلانه و منصفانه مشی گردد. او در انجام دادن خیرات و مبرّات پیشتاز بود و هرگز بر آسیب دیگران اقدامی نکرد و نان کسی را قطع نکرد. (الامین، بی تا، ج3، ص299)

(الامین، بی تا، ج3، ص299)از دیگر کارهای مجدالملک  قمی  در خدمت به تشیع، بازسازی و رونق دادن قبور ائمه‰ و بزرگان شیعه بود. مهمترین کارهای عمرانی او در این زمینه عبارت هستند از:

1. مهمترین کارهای عمرانی او در این زمینه عبارت هستند از:1.

2. بنای بارگاه برای امامن بقیع؛ او در قبرستان بقیع، روی قبور امام حسن، امام زین‏العابدین، و امام محمد باقر و امام جعفر صادق:، قبه‏ای ساخت که قبر عباس عموی پیامبر اکرمˆ هم در زیر این گُنبد قرار می‏گرفت.؛

3. (شوشتری، 1376، ج2، ص460؛ الامین، بی تا، ج3، ص299؛ قمی، 1970م، ج2، ص67؛ راونـدی، 1333، ص18ـ19)

4. بنای گنبدی برای مرقد حضرت موسی بن جعفر و حضرت امام جواد‡ در کاظمین. (مجمل التواریخ والقصص، 1318، ص 412؛ ابـن اثیـر، 1351، ج17، ص192)

5. (قزوینی رازی، 1358، ص 220)

6. بنای یک چهارتاقی روی قبر عثمان بن مظعون، صحابه بسیار معروف حضرت رسول اکرمˆ، در قبرستان بقیع. (همان)

(شوشتری، 1376، ج2، ص460؛ الامین، بی تا، ج3، ص299؛ قمی، 1970م، ج2، ص67؛ راونـدی، 1333، ص18ـ19)4. (رشیدالدین فضل الله، 1368، ج2، ص308-309)

بازسازی باروی شهرری و شهر قم و قبه حضرت فاطمه معصومهƒ و نیز بنای مسجد عتیق در شهر قم. (مجمل التواریخ والقصص، 1318، ص 412؛ ابـن اثیـر، 1351، ج17، ص192)5. بازسازی و توسعه حرم سیدعبدالعظیم حسنی در ری (مصطفوی، ج1، ص146) و تجهیز و تکمیل عده ای از «مَشاهد سادات علوی و اشراف فاطمی». (قزوینی رازی، 1358، ص 113)

(قزوینی رازی، 1358، ص 220)6. رونق بخشیدن به بارگاه امام‏زاده‏ها و بنای گُنبدی روی قبور مطهر آنان. (همان)مجدالملک علاوه بر کارهای عمرانی توجه خاصی به سادات داشت به آنان احسان و عطایا می نمود. (رشیدالدین فضل الله، 1368، ج2، ص308-309)با حضور مجدالملک و دیگر امیران شیعی در عراق و ایران و نفوذ دیوانیان امامی مذهب در دستگاه دیوان سالاری سلجوقی، ابهت سیاسی شیعیان افزایش یافت. این امر در توسعه افکار و تفکرات شیعی بی اثرگذاری نبود.

نفوذ این دبیران و جایگاه اداری شان، باعث می گردید تا سرهنگان و نیروهای اجرایی دولت از آنان پیروی کنند. (قزوینی رازی، 1358، ص 113)هدف کلیدی مجدالملک از اقداماتش، مساعدت به پیشبرد اندیشه شیعی و یاری شیعیان و نیز ترویج اسم امامان بزرگوار شیعه بود. ( ساختن بارگاه برای مراقد امامان و امام‏زادگان گواه بر این ادعاست. ضمناً ساختن بارگاه و گنبد برای قبور بزرگان دین، از منظر بیشتر مذاهب اسلامی، کاری پسندیده و مستحب هست. در روزگار این وزیر شیعی، مذاهب اسلامی دیگر مخالف رونق بخشیدن به قبور بزرگان و امامان شیعه نبوده‏اند.

خصوصیت معروف دیگر او این بود که در انجام دادن کارهاى خیر بسیار کوشا بود، بویژه در جهت رونق بخشیدن به بارگاه امامان و امام زاده ها. طرفداران نظـام الملـک کـه همان خراسانی بودند، بهمراه شاخه نظامی خراسانی ها که غلامان نظامیه به شمار می آمدند، برکیارق را در شهرری بر تخت نشاندند. تاج الملک و مجدالملک هر دو در کنار ترکان خاتون بودنـد. (شبانکاره ای، 1363، ص106؛ نیشابوری، 1332،  ص26) در انتهاء عمر نظام الملک، گروه مخالف او که عراقی ها بودند، موفق شـدند قـدرت را به دست گرفته، خواجه و طرف داران خراسـانی او را از قـدرت حـذف کنند. (بنـداری،1356، ص97)

مراجع

با فوت ملکشاه و جنگ های جانشینی، این رقابت ها دو مرتبه شعله ور شـد.
در دوره برکیارق، هرکدام از دو گروه به کوشش برای کسب قدرت پرداختند که در این میان، نقش و جایگاه مجدالملک قمی به عنوان یکـی از دیـوان سـالاران عراقـی در روند حوادث پررنگ تر بود.
با بررسى کارکرد این مرد بزرگ در زمان صدارت، این نکته به دست مى آید که هدف اصلى او از این اقدام، مساعدت به پیشبرد اندیشه شیعى و یارى شیعیان و نیز ترویج اسم امامان بزرگوار شیعه بوده هست.
گواه بر این ادعا، ساختن بارگاه براى مراقد امامان و امام زادگان هست؛  مانند  خواجه نصیر طوسى که با آن موقعیت بلند علمى و فلسفى، در کنار هلاکوخان مغول قرار مى گیرد تا هم مذهب شیعه را ترویج نماید و هم سلطان وقت را از دسیسه بر علیه شیعیان بازدارد.
البته در آن روزگاران، خاندان سلجوقیان بیش تر به محافظت قدرت مى اندیشیدند و براى به دست گرفتن قدرت با یک دیگر مى  مبارزه کردند.
به همین سبب، براى رسیدن به سلطنت، گویا توجه چندانى به اختلافات مذهبى نداشتند.
(بنـداری،1356، ص97)احمدی میرآقا، علی و سیداسدالله موسوی عبادی، «بَراوِسْتانی، مجدالملک، وزیر شیعی عهد سلجوقیان و سازنده گنبد بقیع»، سایت دانشنامه حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت،1389. آقابابایی، رضا، سیدحسن قریشی، آثار تاریخی و فرهنگی شهر قم، شهر قم: زائر، 1384. ابن اثیر، عزالدین، تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران، ترجمه ‏عباس خلیلى و ابوالقاسم حالت‏، تهران: مؤسسه مطبوعات علمى‏، 1371.
ابن تغری بردی، محمدحسین شمس الدین، حوادث الدهور فی مدی الایام و الشهور، بیروت: عالم الکتب، 1413ق.
ابن خلدون، عبدالرحمان، تاریخ ابن خلدون، ترجمه عبدالحمید آیتى، تهران: مؤسسه پژوهش ها و تحقیقات فرهنگى، 1366.
ابن کثیر، ابوالفدا اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، بیروت: داراحیاء التراث العربى، 1413.
ابوالرجا قمی، نجم الدین، تاریخ وزراء، به کوشش م. دانش پژوه، تهران: مؤسسه پژوهش ها و تحقیقات فرهنگی، 1363.
اصفهانى‏، عمادالدین محمد بن محمد بن حامد، تاریخ دولت آل سلجوق‏، تصحح یحیى مراد، بیروت: دارالعلمیه، 1425ق‏/2004م.
اقبال، عباس، وزارت در عهد سلاطین بزرگ سلجوقی، به کوشش محمدتقی دانش پژوه و یحیی زکاء، تهران: دانشگاه تهران، 1338.
الامین، السیدمحسن، اعیان الشیعه، بیروت: دارالتعاریف للمطبوعات، بی تا.
بنداری، اصفهانی، تاریخ سلسله سلجوقی یازبدهالنصره و نخبهالعصره، ترجمه م.

جلیلی، تهران: بنیاد فرهنگ ایران، 1356.
پیرنیا، حسن و عباس اقبال آشتیانى، ‏تاریخ ایران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاریه‏، تهران: خیام‏، 1380.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ ، حموی، یاقوت، معجم البلدان،  تهران: سازمان میراث فرهنگى کشور، 1383.
راوندى‏، محمد بن على بن سلیمان، راحهالصدور و آیهالسرور در تاریخ آل سلجوق‏، تهران: امیرکبیر، ‏1364.
ربانى سبزوارى، ابوالحسن، زندگی نامه اسعد بن حسن بن موسی قمی، مجموعه ستارگان حرم، ج12 ، شهر قم: زائر، 1387.
شوشتری، قاضی نورالله، مجالس المؤمنین، تهران: کتاب فروشی اسلامیه، 1354.
طهماسبی، ساسان، «رقابت عراقی ها و خراسانی ها در دیوان سالاری سلجوقی»، نامه انجمن، ش3، سال1382.
خواندمیر، غیاث الدین بن همام الدین، تاریخ حبیب السیر، تهران: خیام‏، 1380.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ ، فرمان الوزراء، تصحیح سعید نفیسی، تهران: اقبال، 1355.
عقیلی، سیف الدین، آثار الوزراء، به کوشش جلال الدین محدث ارموی، تهران، بی نا،  1364.
غفاری کاشانی، قاضى احمد بن محمد، تاریخ نگارستان‏، تهران: کتاب فروشى حافظ، 1414ق‏.
قدیانى،‏ عباس، فرهنگ جامع تاریخ ایران،‏ تهران: آرون، 1387‏‏.
قزوینی رازی، عبدالجلیل، النقض، به کوشش جلال‎الدین محدث، تهران: انجمن آثار ملی، 1358.
قمی، حسن بن محمد، تاریخ شهر قم، تهران: توس، 1361.
قمی، عباس، الکنی و الالقاب، نجف اشرف: المطبعه الحیدریه، 1970م.
لمبتن، آن، استمرار و دگرگونی در تاریخ میانه ایران، ترجمه یعقوب آژند، تهران: شرق، 1375.
لوئیس، برنارد، حشاشین فرقه ای افراطی در اسلام، ترجمه حسن خاکباز محسنى، تهران: کتاب زمان، 1383.
استاد تبریزی، محمدعلی، ریحانه الادب، تهران: خیام، 1374.
مستوفی، حمدالله ، تاریخ گزیده، به تأکید عبدالحسین نوایی، تهران: امیرکبیر، 1364.

معزی، امیر، دیوان کامل امیرمعزى، تصحیح، ناصر هیرى، تهران: مرزبان، 1362.

نویسنده:

سید حسن قریشی کرین: هیئت علمی

منشی کرمانی، ناصرالدین، نسایم الاسحار من لطائم الاخبار در تاریخ وزراء، مصحح: میرجلال الدین حسینی ارموی، تهران: اطلاعات، 1364.

مؤمنی، محسن، وزارت مجدالملک قمی، «واکاوی رقابت خراسانی ـ عراقی، جستارهای تاریخی»، پژوهشگاه علوم انسانی و پژوهش ها فرهنگی سال پنجم، شماره اول، بهار و تابستان ،1393...

سامانه پیامک : 30008830303000پست الکترونیک: info@zakernews.ir
برچسب ها :قم قزوین تهران