کد خبر ۴۵۷۳۲۰ انتشار : ۹ دی ۱۳۹۶ ساعت ۰۸:۱۱
یادکردی از شهید خوش لفظ؛

مهتابی که گم گردیدی نبود/ ای ماه، ای پیداتر از پیدا، خدانگهدار

او تلفیقی از «خوش لفظ»ی و خوش معنایی را به یادگار گذاشته هست؛ شهید زنده ای که امروز، زنده تر از همیشه هست.

ذاکرنیوز-گروه فرهنگ: تا ۱۶ سالگی، جمشید صدایش می زدند و پس از ان، اسمش را به علی دگرگونی داد؛ آنجا که در اولین ماه های دفاع مقدس، یکی از همرزمانش به اسم علی؛ سر داد و شهید گردید و او تصمیم گرفت تا اسم همرزمش را زنده نگه دارد. او به تعبیر رهبرانقلاب «شهید زنده» او به تعبیر رهبرانقلاب « بود؛ دلاوری که اکنون اکثر از یک هفته هست که به دوستان و همرزمان شهیدش پایدار هست.

هنگامی شهید گردید؛ حتی سردار قاسم سلیمانی هم برایش پیام درج کرد و اینچنین شروع کرد: « خبر آمد که شهیدی آمد. اگر مهتاب هم در آسمان ابری و تیره ی نا عدالتی و جور ظالمان و جفاکاران دشمن خدا گُم گردد؛ اما علی و علی های شهید، جانباز و ایثارگر را هرگز گُم شدنی نباشد.»

و این هم قسمتی از دلنوشته فرزند شهید هست که در مراسم تشییع پدر  خوانده گردید: «»سلام بابای آلام ناتمام. سلام بابای زخم های بی شمار. سلام مهتاب همیشه پیدای روز گذشته و امروز و فردا. سلام دُردانه ی حضرت آقا که دیدار آن مرد، مرهمی بود بر آلام سی ساله ات. چند روز هست که کپسول اکسیژنت در کنار تختت تنها مانده و از دست تو نفس راحتی می کشد؛ اما من، مادر و خواهرم در نبودن تو نفس هایمان  چند روز هست که کپسول اکسیژنت در کنار تختت تنها مانده و از دست تو نفس راحتی می کشد؛ اما من، مادر و خواهرم در نبودن تو نفس هایمانبه شماره افتاده و رشک می بریم و غبطه می خوریم به صدها همرزم شهیدت که سالها چشم انتظارت بودند و اکنون زیر خیمه أنصار الحسین(ع)، جمعتان جمع هست. خوشا به سعادتتان. تو در کنار حماسه و جهاد هشت ساله ات به اوج قله حوصله آمدی و پاداش اخلاصت را بعد از سی سال گرفتی و «عِندَ ربّهم یُرزقون» تو در کنار حماسه و جهاد هشت ساله ات به اوج قله حوصله آمدی و پاداش اخلاصت را بعد از سی سال گرفتی و گردیدی. ..»

از همان نوجوانی به جمع مبارزان انقلابی مردمی پیوست؛ این ارزشمند را تا برتری انقلاب اسلامی استمرار بخشید و آنرا به حضور در جمع رزمندگان اسلام در جبهه های دوئل حق بر علیه باطل پیوند زد.

سال ۱۳۵۹ و در زمان شروع هجوم ناجوانمردانه دشمن به وطن، تنها ۱۶ ساله بود؛ اما شور دفاع در سر داشت و چند بار از اعزامش جلوگیری گردید؛ اما در نهایت بعنوان نیروی داوطلب بسیجی به جبهه  رفت و از فرماندهانی مثل احمد متوسلیان، علی چیت سازیان، حبیب مظاهری، حسین همدانی، علیرضا ناهیدی، رضا چراغی و محمود شهبازی، چیزها آموخت و این آموخته را به دیگران نیز جابه جا کرد.

بعد از انتهاء دفاع مقدس، آثار جراحات شیمیایی هم آرام آرام خود را نشان داد؛ اما علی بیدی نبود که با این بادها بلرزد.

او بعد از جنگ هم، دلجویی ابدی و مستمر خود را از پدران، مادران و خانواده های شهدا، در برنامه اش ثبت کرد و کوشش می کرد تا جمع صمیمی بازماندگان و جانبازان دوران هشت سال دفاع مقدس را نیز محافظت نماید و آنها را گِرد هم نگاه دارد.

او که خود از مجاهدان گمنام بود، خاطرات بسیاری هم از مجاهدتهای رزمندگان داشت که می توانست برای نسل نو، درس آموز باشد؛ اما اخلاص و دوری از شُهرت، مانع از اظهار این خاطرات می گردید؛ تا این که این جملات را از رهبرانقلاب شنید: «وظیفه رزمنده با تحویل دادن جنگ افزار در جبهه ها تمام نمی توان...    وظیفه او زمانی تمام می گردد که خاطرات و آن فرهنگ جبهه ها را برای نسل های آینده و جوانان به یادگار بگذارد ... هرکس به اندازه وُسعش لازم هست در عرصه جبهه فرهنگی و دفاع از این عرصه وارد بشود...»

این بود که با پیشنهاد بعضی، روایت خاطرات کم نظیرش را شروع کرد؛ اما با نویسنده کتاب شرط کرد که

این کوشش و مجاهدت فرهنگی به انتشار کتابی با عنوان «هنگامی مهتاب گُم گردید» انجامید؛ کتابی که زیادتر کوشش دارد تا با اظهار حقیقت ها و اظهار سیره و نهج شهدای گمنام و کم اسم و نشان، شناختی زیادتر از هشت سال دفاع مقدس ملت را برای نسل بعد به یادگار بگذارد.

اینک هفت روز هست که مراسم «بدرقه ی مهتاب» برای راویِ «هنگامی مهتاب گم گردید» برگزار و شهید مجاهد و بااستقامت، علی خوش لفظ بر دوش همرزمان و دوستدارانش تشییع شده؛ در حالی که زبان بعضی مشایعت کنندگان به این ابیات علیرضا قزوه مترنّم بوده هست: 

خوش می روی خوش لفظ، خوش معنا، خدانگهدار
ای خیز تر از خیز، ای دریا خدانگهدار
 

روزانه در آئینه ی مهتاب پیدایی
ای ماه، ای پیداتر از پیدا، خدانگهدار

هر بار گردید وقت وداع و وقت دلتنگی
از تو سلام الله بود، از ما خدانگهدار

اکنون سلام ای کُشته ی حوصله و سکوت شهر
اکنون سلام ای همصدا، اکنون خدانگهدار

تنهاتر از الوند می بینم تو را ای کوه
ای کوه تر از کوه، ای تنها خدانگهدار

دلتنگم از خوش رقصیِ مستان دنیایی
اما تو ای دلتنگ از دنیا، خدانگهدار

در پشت ابری از نفس تنگی، گردیدی مخفی
.. اظهار کردی تا خدانگهدار

در بارش شمشیر و تنهایی؛ کجا رفتی؟
آئینه دار ظهر عاشورا، خدانگهدار

ای خاطرات روی هم آوار، یادت سبز
اظهار کردی تا خدانگهدار روز گذشته من! امروز من! فردا ... خدانگهدار

دنیا به چشمت همچو پای افزارِ پُر پینه ست
بعد از علی، اُفّ بر تو ای دنیا، خدانگهدار

خداحافظامروز و در ظاهر، گرچه علی خوش لفظ در میان ما نیست؛ اما راه و رسمِ ماهتابی، استواریِ الوندی و علاوه بر این اخلاص مسیحایی اش، همچنان درس آموز هست تا یادمان نرود که جهاد فرهنگی، همچنان ادامه دارد و خواهد داشت.

سامانه پیامک : 30008830303000پست الکترونیک: info@zakernews.ir