کد خبر ۴۵۶۰۴۴ انتشار : ۲۹ آذر ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۴۸
گفتاری از آیت الله مرتضی تهرانی؛

فکری که آدم را جهنمی می کند/ برابری مرد و زن در سیر به نهایت الهی

 این اندیشه که جوان لازم هست از عمر خود لذت ببرد وی را به جهنم خواهد برد. اما اگر کسی بر خلاف این نظر، تصمیم بگیرد که به نفس خود، لذت ندهد، تنها در مدت زمان اندکی تحمل دشواری خواهد کرد.

به گزارش ذاکرنیوز، متن زیر گفتاری از آیت الله مرتضی تهرانی درباره آیه شریفه «مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثَی وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً وَلَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ» (نحل، ۹۷) هست که در ادامه می خوانید؛

انجام عمل صالح و نیل به حیات طیبه

در این آیه ی کریمه به اظهار برابری مرد و زن در سیر به سوی حق تعالی و کمالات الهی و آدمی تبیین شده و به آن دو مژده داده شده هست که اگر این حرکت را آغاز کنند خدای متعال به آنان حیات طیبه عطا می کند؛ اما این عطا از سوی حق تعالی در مقابل کار و عملی هست که انجام می دهند. انجام دادن آن کار مقید به یک قید هست و آن قید، ایمان به خدای متعال هست. اگر همان عمل و کار را آدمی که قلب او تهی از ایمان هست انجام دهد، موفق به دریافت عطای خدای متعال یعنی حیات طیبه نمی گردد. بنابراین اگر آدم کار شایسته انجام دهد و انجام دهنده ی آن کار هم مؤمن به قیامت و خالق متعال باشد از سوی حق تعالی حیات طیبه دریافت می کند.

تعبیر عربی کار شایسته در آیه ی کریمه، عمل صالح هست. شایسته بودن کار یک خصوصیت هست که با تفسیرهای متفاوت دگرگونی می کند و آدم ها در تفسیر جمله ی کار شایسته با یکدیگر اختلاف نظر دارند. آدم برای نیل به حیات طیبه لازم هست بداند که به کدامیکی از این نظرها عمل کند و کدامیکی از این نظرها معیار صحیح هست. برخی از کارها، هم با معیارهای الهی و هم با معیارهای آدمی شایسته و صحیح هست. برخی دیگر از کارها، هم از دیدگاه حق تعالی ناشایست هست و هم از دید آدم ها ناشایست تعبیر می گردد. گروه سوم اقداماتی هست که از دید آدم ها و بندگان حق تعالی ناشایست باشد و مایل نباشند آن کار را انجام دهند مگر این که نیرویی آنان را ملزم به انجام آن کند، از انجایی که با معیارهای الهی و از دید حق تعالی آن کار شایسته و خیر و صحیح هست. گروه چهارم اقداماتی هست که آدم با دید آدمی و بشری و طبیعی خود آن را شایسته می داند، ولی با معیارهای الهی آن کار شرور و ناشایست هست.

حق تعالی و اولیای او، تنها حیاتی ی معیار عمل صالح

برای این که بین بندگان خدای متعال اختلاف و درگیری و کشمکش ایجاد نشود، حق تعالی بصورت صحیح در قرآن کریم در سوره ی مبارکه ی بقره آیه ی دویست و شانزده فرموده هست: «وَعَسَی أَن تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ وَعَسَی أَن تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّکُمْ»، خدای متعال در قرآن کریم اعمالی را بعنوان عمل صالح مورد اشاره قرار داده و اعمالی را هم مورد نکوهش قرار داده هست. حق تعالی به همه ی بندگان خود اعلام نموده هست که غیر از معیارهایی که در کتاب و کلام خود در اختیار آنان گذاشته هست بندگان او به هیچ نرخی حق ندارند از معیارهای الهی تعرض کنند و خودشان مصداق کار شایسته و صالح و کار ناشایست و شرّ را معین نمایند.

به باعث همین آیه ی کریمه، اگر کسی مدعی گردید بندگی خدای خود را پذیرفته هست چنان چه بخواهد کاری انجام دهد که در قیامت بتواند از خدای خود درخواست جایزه مطلوب کند، قطعا لازم هست در تشخیص کار مطلوب از خدای خود یا از افرادی که از قرآن کریم یا از فرمایشات معصومین صلوات الله علیهم اجمعین اطلاع دارند معیارها را پرسش کند. از زنده یاد آیت الله العظمی بروجردی حدیثی از حضرت صادق صلوات الله بر علیه نقل گردید که آن حضرت فرمودند: آن چه ما خاندان بعنوان کار مطلوب یا کار بد برای مسلمانان نقل می کنیم، از خودمان نیست، لکن ما از پدرانمان و آن بزرگواران هم از جدمان صلوات الله علیهم نقل می کنند. خدای متعال هم می فرماید: «وَمَا یَنْطِقُ عَنِ الْهَوَی إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَی» آن بزرگوار هم از وحی حق تعالی نقل می کند و احکام، اختراع وی نیست. در روایات آمده هست که گاهی مقام رسالت درباره یک مشکلی مورد سؤال واقع می شدند؛ وی می فرمودند: در این باره تاکنون بر من وحی نازل نشده هست و من در انتظار می شوم که وحی نازل گردد، پس از ان جواب را به شما جابه جایی می دهم. این وضع که از ضروریات اسلام و صریح قرآن کریم هست، هم حالا در هیچ مرام و مسلک و دینی وجود ندارد.

قرآن، تنها کتاب آسمانی مورد اعتماد

تنها کتاب آسمانی که سالم به دست امت آن باقی مانده قرآن کریم هست. کتاب های آسمانی دیگر سالم نیست و مشخص نیست که متن آن همان متنی باشد که بر پیامبران آن زمان مثل حضرت عیسی سلام الله بر علیه یا حضرت موسی سلام الله بر علیه نازل شده بود. نسخه های مکرر وجود دارد که هر یکی از اصحاب و یاران آن بزرگواران آن چه در ذهنشان بوده هست را در آن نقل کرده اند. به همین سبب مورد اعتماد هم قرار نمی گیرد.

تورات حقیقی و انجیل حقیقی، بعنوان کتاب آسمانی مورد قبول و مورد اعتماد و مورد احترام هست. البته قبول بودن به مفهومی حجت بودن نیست که به آن عمل گردد. به فرض این که تورات و انجیل حقیقی هم در اختیار امت خودشان از یهود و نصاری باشد، آنان حق ندارند به آن عمل کنند، زیرا کتاب آسمانی آنان مژده ی آمدن رسول اکرم صلی الله بر علیه و آله و سلم را به آدم ها داده هست. مورد قبول بودن یعنی اگر آن کتاب واقعا کتاب آسمانی باشد مشابه قرآن بعنوان کلام الله حرمت دارد و اگر آدم بخواهد درباره مطلبی به یکی از آن کتاب ها استدلال کند صحیح هست. اما بعد از دگرگونی، این مقدار ارزش و حجیت هم ندارد و حکم فقهی و شرعی هم که حرمت آن باشد وجود ندارد. به طور مثال نمی گردد اظهار کرد: دست بدون طهارت نمی گردد به این کتاب زد چون مثل قرآن، کتاب آسمانی هست، زیرا دارای این خصوصیت یعنی آسمانی بودن نیست.

   پس یکی از نکته هایی که مورد اختلاف بین علمای اسلام و شیعه نیست این هست که ما توان نداریم با تشخیص خود یا بقیه که مستند به کلام حق تعالی و اولیاء او نباشد مدعا کنیم که این کار مطلوب و صالح و شایسته هست. یکی از محرمات فقهی این هست که آدم کم اطلاع، بگوید این عمل از دید حق تعالی صالح هست، «وَلا تَقفُ ما لَیسَ لَکَ بِهِ عِلمٌ إِنَّ السَّمعَ وَالبَصَرَ وَالفُؤادَ کُلُّ أُولئِکَ کانَ عَنهُ مَسئولًا». اگر کسی روزه باشد و این سخن را بزند، قطعا روزه اش باطل هست و به سبب این که با حرام افطار کرده یعنی نسبت کذب به حق تعالی داده هست، بایستی کفاره هم بدهد.

ما اگر تصمیم گرفتیم کار مطلوبی انجام دهیم که خدای متعال متقاعد باشد نبایستی مطلوبی و بدی آن را خودمان تشخیص دهیم لکن لازم هست خدای متعال یا اولیاء معصومین او صلوات الله علیهم اجمعین تشخیص صلاحیت آن را داده باشند. در این صورت ما توان داریم آن کار را بعنوان عمل صالح انجام دهیم. معیار عمل بد هم که انجام دادنش حرام و ترک کردنش واجب هست بایستی خدای متعال یا اولیاء معصومینش صلوات الله علیهم اجمعین باشد.

دین مقدس اسلام به اندازه ای دارای نهایت هست که خدای متعال اعلام فرموده، بعد ازاین دین، آیین دیگری که الهی و مورد قبول حق تعالی باشد خلق نکرده هست، بنابراین دین مقدس اسلام انتها ندارد و اعتبارش تمام نمی گردد. ارزش کتاب مقدس آن هم دائمی هست و انتها ندارد و همیشه حجیت دارد و قابل تمسک هست. البته شیطان به عزت حق تعالی قسم یاد کرده و کمر بسته هست که بندگان خدای متعال را ضاله کند. با گذشت زمان از ابتداء دین مقدس اسلام، شیطان قادر هست هزاران نفر را منحرف کند و آنان را مجبور کند که در حد توان، برای ضاله کردن بقیه، تحولاتی در دین مقدس اسلام بدهند.

خدای متعال در قرآن کریم اعلام نموده هست: که قویترین شیطان شما همین شیطانی هست که قسم خورده، من بندگان تو را ضاله می کنم. در یک حدیث نبوی تعبیر این هست: "اعدا عدوک نفسک التی بین جنبیک"، در یک حدیث نبوی تعبیر این هست: "اعدا عدوک نفسک التی بین جنبیک"، قویترین دشمن شما، نفس شما هست که بین دو پهلوی شما هست. منظور از این نفس همان نفس اماره ی به سوء هست که اگر مقلد شیطان گردد آدم را منحرف و از خدای متعال دور می کند.

ممنوعیت پذیرش درخواست های نفسانی

   خدای متعال بصورت اجمال به بندگان خود فرموده هست: تصور نکنید هر چیزی را که شما مطلوب دانستید گرچه با پیشنهاد شیطانتان باشد مطلوب هست و هر چیزی را که بد دانستید که ترک کنید بد هست، گرچه با پیشنهاد شیطانتان باشد. شما حق این که از سوی نفس اماره چیزی را قبول کنید ندارید، از انجایی که نفس اماره به جای این که مطیع حق تعالی و خدای خود باشد مقلد شیطان باشد. از این آیه ی کریمه در سوره بقره استفاده می گردد که به صورت کلی حق تعالی اذن نداده هست که آدم در پی درخواست های نفسانی خود که تعبیر به هوای نفس می گردد حرکت کند و آن چه را بر این اساس دوست دارد به دست بیاورد، یا آن چه را نمی پسندد ترک نماید.

اگر آدم این وضع را در زندگانی خود ادامه دهد و پشت سر بگذارد، شکی نیست به جای این که سعادتمند گردد، جهنمی می گردد. زیرا شیطان جلودار هست و وی را به هر مکانی که ضلالت و ضالهی هست می برد. چیزهای بد را تزیین می کند و در چشم فرد مطلوب نشان می دهد و چیزهای مطلوب را تقبیح می کند و به چشم او زشت جلوه می دهد که انجام ندهد. در قرآن کریم خدای متعال می فرماید: «انها لکبیرة» نماز برای آدم هایی که روحشان پاکیزه نیست و آلوده هست سنگین هست. « «الا علی الخاشعین». خاشعین کسانی می باشند که روحشان پاکیزه هست و آن را آلوده نکرده اند. نماز را به موقع مطالعه می کنند و ترک نمی کنند و تعلل در انجام آن نمی کنند. اما اگر آدم آلوده گردید لازم هست انتظار دارا باشد که تکالیف را به زحمت انجام دهد و از برخی از تکالیف هم سرپیچی کند و انجام آن را سخت بداند. غلبه بر خواب و  خواندن نماز صبح در صبح تابستان برای این شخص دشوار هست.

   شیطان تکالیف الهی را به چشم آدمی که خود را دربست تحویل خدای متعال نداده هست، سنگین جلوه می دهد. آدم برای این که دستخوش نشود و احساس ناتوانی در مقابل نفس و طبیعت و غرائز خود نکند، از اول بایستی خود و غرائزش را کنترل کند. به فرموده ی امیرالمؤمنین صلوات الله بر علیه آدم لازم هست در اقدامات جائز، نفس خود را ریاضت دهد که درباره های که بایستی جلوی نفس را بگیرد مرتکب خلاف نشود؛ یعنی قدرت دارا باشد که جلودار نفس خود باشد. اگر کسی این قدرت را با ریاضت دادن نفس، در خود به وجود آورد به سادگی وظائف خود را انجام می دهد. این وظائف محتمل هست اقدامات مثبتی باشد که انجام آن مشقت دارد و یا گناهانی باشد که ترک آن بر خلاف خواسته ی نفس هست.

   این اندیشه که جوان لازم هست از عمر خود لذت ببرد وی را به جهنم خواهد برد. اما اگر کسی بر خلاف این نظر، تصمیم بگیرد که به نفس خود، به باعث درخواست ها و پیشنهادهای آن، لذت ندهد و به عبارت دیگر به نفس، اذن جولان دادن ندهد و تصمیم بگیرد که نفس همیشه از او ناراضی باشد، تنها در مدت زمان اندکی تحمل دشواری خواهد کرد. با جا افتادن این برنامه در وجود آدم و در اقدامات او،  ادامه ی طریق راحت هست. خدای متعال آدم را خلق کرده هست و برای آدم اکتساب کمالات انسانی-الهی را هدف قرار داده هست. محتمل هست برخی اقداماتی که ما انجام می دهیم در حال غفلت از رضای خدای متعال و بعنوان متقاعد کردن نفس باشد، ولی حق تعالی به این وضع در هیچ فردی از بندگان خود متقاعد نیست. با این انحراف توسط، آدم به رضای خدا نمی رسد، هرچند عمر او طولانی گردد.

اختیار، از بزرگ ترین نعمت های حق تعالی

خدای متعال به آدم اختیار داده هست تا مثل فرشته ها تک بعدی نباشد. فرشتگان به خدای خود عرض کردند: اگر تسبیح و تقدیس و عبادت می خواهی ما برایت انجام می دهیم. چرا می خواهی آدم خلق کنی؟ خدای متعال جواب کامل داد، اما این جواب قابل درک برای فرشتگان نبود. حق تعالی فرمود: "انی اعلم ما لا تعلمون". حق تعالی فرمود: "انی اعلم ما لا تعلمون". "انی جاعل فی الارض خلیفه". شما قادر به درک این نیستید که این مخلوق من تا کجا توان دارد خود را برساند. من می خواهم در ممکنات جانشین قرار دهم.

منظور از ارض، کره ی خاکی نیست لکن منظور ما سِوی الله هست. جانشین، موجودی هست که بندگان حق تعالی قادر به شناخت آن می باشند، از انجایی که فرشتگان چنین قدرت ندارند. حضرت صادق صلوات الله بر علیه می فرمایند: اختیار از بزرگ ترین نعمت های حق تعالی هست. اشخاص از این اختیار سوء استفاده می نمایند و در پی متقاعد کردن شیطان می روند. غیر از اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین و برخی از انبیاء مرسلین و اجداد طاهرین اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین سائر انبیاء به آخر مقام و جلالت ابی عبدالله صلوات الله بر علیه و روحی له الفدا نمی رسند و توان ندارند آن را درک کنند. محتمل نیست کسی بتواند مدعا کند من به عمق دهم عاشورای سنه ی شصت و یک و ماجرای کربلا دست یافته ام.

این مدعا نشانه ی کم درکی هست. آ برخی از اصحاب ابی عبدالله صلوات الله علیهم که در ماجرای عاشورا به درجه ی شهید شدن رسیدند از برخی از انبیاء خدا مقامشان بالاتر هست. حدود هزار نفر با این بزرگوار از مکه تا کربلا آمدند، اما شب عاشورا کمتر از چهل نفر ماندند و بقیه رفتند. بنابر نقل قرآن، حضرت ابراهیم علی نبینا و آله و بر علیه السلام از حق تعالی چگونگی آغاز بعثت و زنده شدن مرده ها را پرسش کرد، خدای متعال فرمود: "أَوَلَمْ تُؤْمِن"، اگر ایمان داری، چه احتیاجی داری که من طرحی نشانت بدهم؟ "قَالَ بَلَی وَلَکِن لِّیَطْمَئِنَّ قَلْبِی". آ آن هایی که ماندند به آن بزرگوار جواب مثبت دادند و اظهار وفاداری کردند. از انجایی که برخی از انبیاء سلام الله علیهم اجمعین در هیچ فاز ای چنین پاسخی به خدای خود ندادند. بنابر نقل قرآن، حضرت ابراهیم علی نبینا و آله و بر علیه السلام از حق تعالی چگونگی آغاز بعثت و زنده شدن مرده ها را پرسش کرد، خدای متعال فرمود: "أَوَلَمْ تُؤْمِن"، اگر ایمان داری، چه احتیاجی داری که من طرحی نشانت بدهم؟ "قَالَ بَلَی وَلَکِن لِّیَطْمَئِنَّ قَلْبِی".

آن هایی که کربلا ماندند و تاکنون شهید نشده بودند و قیامت و برزخ را ندیده بودند، این اطمینان قلب را داشتند. زهیر به ابی عبدالله صلوات الله بر علیه می گوید: شما می گویید ما فردا با شما کشته می گردیم، این به کشتن نیل یک بار هست و بار دیگر زنده نمی شویم، حتی اگر هزار بار کشته شویم دوباره هم شما را رها نمی کنیم. این همان اطمینانی هست که مورد درخواست حضرت ابراهیم سلام الله بر علیه از حق تعالی بود. حضرت اباالفضل سلام الله بر علیه به آقا عرض می کند: آن دنیایی که شما در آن نباشید را ما قصد نداریم. دنیایی مطلوب هست که در آن دنیا، ما مصاحبت با آدم کامل دارا باشیم. آ حضرت این اظهار وفاداری ها را تکذیب نفرمود. آ از انجایی که حضرت صادق صلوات الله بر علیه از گروهی که به ملاقات وی آمده بودند سؤال کردند: مذهب و دین شما چیست؟ آنان اظهار کردند: ما از شیعیان شما هستیم.

اعتبار دین مقدس اسلام و قرآن کریم

  حضرت فرمود: چنین نگویید، زیرا شیعه نشانه های دارد که شما این نشانه ها را ندارید. آن بزرگان از کسی خجالت نمی کشیدند و ناتوانی روحیه نداشتند که نتوانند جواب دهند.  خدای متعال از حضرت آدم خلفای خود را یکی بعد از دیگری می آورد. عقل می گوید که خلفای حق تعالی لازم هست دارای صفت ها خاصی متناسب با اوضاع های زمان و اشخاص جامعه ی خود باشند.   مرتباً اشخاص جامعه زیادتر می گردند، فکرشان قویتر می گردد، ذهنشان باریک تر و تیزتر می گردد و ادیان آسمانی توسعه پیدا می کنند؛ تا مکانی که حکمت حق تعالی اقتضا می کند که آئینی تحویل پیامبر خود بدهد که با طولانی شدن زمان و افزایش رشد تفکری مردم و توسعه ی علوم، کم بودنی وجود نداشته باشد.

روایات فراوانی داریم که تا کنون کسی معنی آن را نفهمیده هست و شاید در آینده اشخاصی بیایند و آنان را بفهمند. در قرآن اختلافی وجود ندارد و خدای متعال از هر آیه ای چیزی را عزم کرده هست، اما مفسرین مطلوب که انحراف ندارند نظرات متفاوتی عرضه می کنند. قرآن کریم یک کتاب آسمانی هست که ارزش و عمق و مشتمل بودن آن بر علوم فرقی نکرده هست.

واقعه ی کربلا، سببی بر وجود حق تعالی

امامن ی طاهرین صلوات الله علیهم اجمعین به این دنیا آمدند و در میان مردم از اظهار حقیقت ها کوتاهی نکردند. وی موقعی تقیه می کردند که اگر تقیه نمی کردند، پیش از این که خدای متعال امام و حجت بعدی را خلق کند، کشته می گردیدند. ولی هنگامی که حجت داشتند، فرمایشات خود را اظهار می کردند و سرانجام مسمومشان می کردند یا مثل امیرالمؤمنین و ابی عبدالله صلوات الله علیهما با شمشیر شهیدشان می کردند. تمام این تشکیلاتی که خدای متعال در دنیا با انبیاء و با کتب آسمانی خود ایجاد نموده، برای این هست که فرزندان حضرت آدم علی نبینا و آله و بر علیه السلام به مفهوم حقیقی آدم گردند و از نعمت اختیار و غرائز، سوء استفاده نکنند. یکی از این برنامه ها کربلا هست. این برنامه، امر جدیدی نبود.

انسانی که در زمان خود در علم بی مثل، در تقوا بی مثل و در خاندان خود بی مثل هست به برادر خود که قصد دارد وی را از این عزیمت منصرف کند، می فرماید: جدم به من فرمود: "اخرج الی العراق ان الله شاء ان یراک قتیلا". هر جدید ی عادی بعد از چند سال فرسوده می گردد، اما این واقعه هر سال جدید تر از پارسال می گردد. آ درک و شعور آدم ها نسبت به اتفاقات و برنامه های کربلا هر سال زیادتر می گردد. حتی اگر هیچ سبب دیگری بر وجود حق تعالی وجود نداشت، همین ماجرای کربلا برای ما کافی بود. آدمی که در زمان خود در علم بی مثل، در تقوا بی مثل و در خاندان خود بی مثل هست به برادر خود که قصد دارد وی را از این عزیمت منصرف کند، می فرماید: جدم به من فرمود: "اخرج الی العراق ان الله شاء ان یراک قتیلا". این جواب، جواب آدم طبیعی نیست، جواب موجودی ورای این موجودات هست.

آن برادر عرض می کند: لااقل خانواده خود را همراه نبر. حضرت می فرمایند: خدای متعال خواسته هست که آنان را اسیر نگاه کند. اگر حضرت خانواده ی خود را همراه نمی بردند، عصر عاشورا نزدیک غروب این ماجرا خاتمه می یافت. اما هنگامی این خاندان را حرکت دادند هر جا رفتند، من جمله برای مردمی که در کوفه و در شام جمع شده بودند، اتفاقات را بازگو می کردند.

هنگامی این بزرگواران را در کربلا روز یازدهم حرکت دادند دختر امیرالمؤمنین صلوات الله بر علیه با خطاب هایی به جد خود، آغاز به ارائه کشته ها و بزرگ آنان کرد. آ این خانم از جد مطهرش، از پدر بزرگوارش و از مادر بزرگوارش نحوه ی اظهار حقایق را آموخته بود. در دنیای امروز تبلیغات کذب، مردم را تحت تاثیر قرار می دهد، زیرا غالبا مردم وقت و قدرت تحقیق ندارند و در پی گذراندن زندگانی خود می باشند. دختر امیرالمؤمنین صلوات الله بر علیه در مجلس یزید به نوع ای سخن اظهار کرد که همه متوجه شدند و گریه ها آغاز گردید. بعد از نماز جمعه، یزید به امام سجاد صلوات الله بر علیه اذن ی عزاداری برای شهدای خود را داد. آن حضرت صد و هشتاد درجه جامعه ی زمان خود را چرخاندند. ما آن نوع قادر نیستیم مردم غرب را نسبت به کذب هایی که درباره ایران به آنان اظهار می کنند آگاه کنیم. لازم هست موجودی مثل امام سجاد صلوات الله بر علیه با آن وضع سوار آن مرکب باشد که دشمن ها مفتضح گردند. خدا دشمنان خود را بی شعور کرده بود.

سامانه پیامک : 30008830303000پست الکترونیک: info@zakernews.ir