آخرین اخبار

کد خبر ۴۵۲۴۶۱ انتشار : ۳۰ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۰۱
علم سابق الهی و فعل اختیاری آدم - قسمت اول

تفاوت جهل در نظام لازم، با جهل به فعل اختیاری

موضوع این مقاله علم سابق الهی و رابطه آن با فعل اختیاری آدم هست. در این راستا، ماهیت و شیوه حدس در بشر مورد توجه و ارزیابی قرار گرفته هست.

 

خلاصه: موضوع این مقاله علم سابق الهی و رابطه آن با فعل اختیاری آدم هست. در این راستا، ماهیت و شیوه پیش‌بینی در بشر مورد دقت و ارزیابی قرار گرفته، مشخص می‌گردد که علم به فعل اختیاریِ آینده بقیه، با علوم عادیِ بشری، ذاتاً ممتنع هست. علاوه بر این، حقیقتِ وجدانیِ اختیار از یک طرف، و عمومیت علمِ ازلیِ الهی از طرف دیگر مورد اهتمام قرار می‌گیرد و اظهار می‌گردد که حتی بعضی اشخاص بشر، پیشاپیش از بعضی افعال اختیاری آینده خبر داده‌اند.

دستاورد نهاییِ حاصل از این موضوعات، این هست که آگاهیِ ازلیِ خدا متعال از افعال اختیاری بندگان از یک طرف، و امتناع ذاتیِ پیش‌بینیِ افعال اختیاری با علوم بشریِ مخلوقی از طرف دیگر، اثبات می‌کند که علم خدا متعال، ذاتاً با علوم مخلوقیِ بشری متباین هست. بر این اساس، تمام پیش‌بینی‌های افعال اختیاری در بشر نیز، به اضطرار مبدأ غیر مخلوقی داشته و صرفاً به اِخبار خدا متعال، از علم خویش باز می‌گردد.

کلیدواژه‌ها: علم سابق الهی؛ اختیار انسان؛ قدرت پیش‌بینی بشری؛ لزوم ثبوت معلوم؛ اخبارِ خدا متعال به معصومین. 

مقدمه

  امکان و کیفیت علم سابق الهی به افعال اختیاری، مسأله‌ای هست که از دیرباز، تفکر خداباوران را به طور جدّی به خود مشغول کرده هست. از یک طرف ضروری هست خدای متعال را از هر نوع جهل و نادانی - من جمله نسبت به افعال اختیاری بندگان- تنزیه کرد، و از طرف دیگر، تا آن  جا که بشرِ مخلوق به حقیقت علم دسترسی دارد، عکس کردن و نشان دادنِ علمی ‌که بتواند پیش از انجام فعل اختیاریِ بقیه، آن را به طور دقیق و با جنبه تمام جزئیاتِ آن حدس کند، حقیقتا مشکل و دور از دسترس می نماید.

در عین حال، هیچکدام از طرفین این مسأله نیز قابل نفی نیست؛ نه می‌توان اختیار حقیقی[3] و قدرت فاعل مختار بر انتخاب هر یک از طرفین فعل و یا واگذاشتن در آستانه انجام فعل را منکر گردید، و نه می‌توان خدای متعال را نسبت به افعال اختیاری جاهل دانست. از این سابق، حتی اطلاع از فعل اختیاری بقیه پیش از انجام، منحصر در علم الهی نیز نبوده و بعضی اشخاص در طول تاریخ با دست یابی به منابعی- ورای علوم عادی بشری- توانسته‌اند از بعضی اجراء اختیاری بقیه – بدون اینکه شبههی در اختیاری بودن آنان وجود داشته باشد- پیش از انجام، و به طور درست و دقیق خبر دهند.[4]

قدرت پیش‌بینی در بشر

اگر در مورد اتفاقاتی که تاکنون وقت آن نرسیده هست، دقت کنیم، می‌بینیم که پیش‌بینی دقیق بعضی از آنان برای بشر محتمل هست. شناخت موقعیت کرات آسمانی نسبت به یکدیگر و وضع سیر آنان، امکان این حدس و مورد ها همانند آن را به ما می‌دهد.

ولی اگر عوامل تاثیرگذار در سیر از قبیل وزن و شکل هندسیِ سنگ، میزان و جهت نیروی وارد به آن، پایداری هوا و سایر پارامترهای تاثیرگذار و نحوه مؤثری هر یک از آنان در سیر سنگ، برای مان مشخص باشد، می‌توانیم منحنی مسیر آن را دقیقاً ترسیم کرده، حداکثر ارتفاع، مختصات نقطه فرود و سایر جزئیات مرتبط را مشخص کنیم.

در این دو نمونه، هر جقدر اطلاع ما از عوامل، و اشراف مان نسبت به آنان زیادتر باشد، حدس دقیق تری خواهیم داشت. یا می‌گوییم پرنده‌ای در حال پرواز بوده و با برخورد به این سنگ، به طور کلی مسیر آن را دگرگونی داده هست. یعنی عامل غیر منتظره‌ای پیش آمده و جنبه نشدنِ آن در محاسبات، دستاورد پیش‌بینی را با اشتباه رو به رو کرده هست.

   اما به نظر می‌رسد اگر بحث به جای سیر کرات آسمانی یا پرتاب سنگ و امثال این‌ها، در مورد سیر اختیاری یک آدم مطرح گردد، مسأله متمایز خواهد گردید. آیا می‌توانیم پیشاپیش، منحنی سیر وی را نیز - مثل منحنی سیر سنگِ پرتاب شده- ترسیم کنیم؟! آیا امکان پیش‌بینی مسیر، سرعت، مسافت و سایر خصوصیات سیر وی وجود دارد؟

آیا می‌توانیم پیشاپیش، منحنی سیر وی را نیز - مثل منحنی سیر سنگِ پرتاب شده- ترسیم کنیم؟! آیا امکان پیش‌بینی مسیر، سرعت، مسافت و سایر خصوصیات سیر وی وجود دارد؟ به نظر می‌رسد، هنگامی بحث از فعل اختیاری باشد، صورت مسأله به کل دگرگونی می‌کند و اساساً امکان پیش‌بینی با مشکل رو به رو می‌شود. .. .

با این اوصاف، چه طور می‌توان فعل وی را از قبل معین کرد؟ هنگامی او آزاد هست که بر خلاف همه گمانه‌زنی‌های یک ناظر خارجی عمل کند، مکانی برای پیش‌بینیِ قطعی و خطاناپذیرِ فعلش باقی نمی‌ماند.

این بدان معناست که وارد شدن عنصر «اختیار»، همه معادلات را بر هم زده، اساساً امکان حدس را زیر سؤال می‌برد. در این حالت نمی‌توان اظهار کرد که عامل تازهی به نام «آزادی» به مجموعه عوامل تاثیرگذار در سیر آدم مختار، اضافه شده و ضروری هست آن را هم در محاسبات خود جنبه کنیم، لکن به طور کلی، استعداد حدس زیر سؤال رفته و از بنیان، با ابهام و اشکال رو به رو شده هست.

برای روشن تر شدن مسأله می‌توانیم در نمونه خسوف و سیر پرتابی، فرض کنیم که کره ماه و یا سنگ، مختار باشند و در این حالت، دوباره امکان پیش‌بینی را ارزیابی کنیم. هر ‌اندازه هم که محاسبات خود را دقیق و دقیق تر کنیم، این مشکل رفع نخواهد گردید، زیرا مسأله به کم بودن اطلاعات ما از علل و عواملِ تاثیرگذار بر حرکتِ سنگ، برنمی گردد.

تفاوت جهل در نظام ضروری، با جهل به فعل اختیاری

هر چند ما همه پارامترها را هم دقیقاً جنبه کرده باشیم، ولی سنگِ مختار، به پشتوانه آزادیِ خود، در همان شرطها، مسیر خود را دگرگونی می‌دهد و به طرفی دیگر می‌رود. پس وجود عنصر «حرّیت»، اساساً توان پیش‌بینی را از ما سلب می‌کند و از این رو، فعل اختیاریِ بقیه، هرگز در تیررس علم ما قرار نمی‌گیرد. دقت در مثالهای اظهار شده، ما را به این حقیقت راهنمایی می‌کند که جهل ما نسبت به وقایع آینده، همگی از یک سنخ نیستند.

این جهل به علل و عوامل تاثیرگذار بر سیر و یا جهل نسبت به ارتباطات آنان با پدیده مد نظر، طبیعتاً موجب می‌شود که او نتواند پیش‌بینی های ذکر شده را انجام دهد. ولی مسأله ارزشمند این هست که وی این امکان را دارد که با منظور کردن تمام عوامل و ارتباطات آنان، جهل خود را مرتفع کرده، و به طور مثال میزان اوج گرفتن پرتابه را دقیقاً پیش‌بینی کند.

در واقع، پیش‌بینی برای چنین فردی «فعلا» امکان ندارد، ولی یادگیریِ محاسبات ذیربط و جنبه همه پارامترها، این امکان را برای او فراهم می‌کند که به سادگی به پیش‌بینی قطعی و خطاناپذیر دست یابد. به تعبیر دیگر، علم پیدا کردن به این نوع پدیده ها، «ذاتاً محتمل و شدنی است» و جهل در این زمینه، با اشراف پیدا کردن به همه جوانب مطلب، قابل رفع شدن هست.

آ ولی هنگامی حالت دوم را در نظر بگیریم،- که در آن، سنگ از عنصر اختیار بهره‌مند است- باز هم می‌گوییم امکان حدس برای ما وجود ندارد، ولی این نوع ناتوانی، متاثر از جهل ما نسبت به علل و عوامل دخیل در سیر سنگ نیست. حتی اگر از تمام پارامترهای تاثیرگذار نیز آگاه شویم، هم‌چنان پیش‌بینی ممتنع هست، زیرا اساساً تشخیص کننده میزان اوج گرفتن یا مکان فرود آمدن پرتابه، علل و عوامل خارجی و محدودهی نیستند، لکن تشخیص کننده پایانی، خودِ سنگ هست که به دلخواه، مختصات و مسیر حرکتش را مشخص می‌کند. آزادی سنگ موجب می‌شود که هیچ الگوی از پیش تشخیص شده‌ای نباشد که ما بخواهیم به آن پی‌برده و از مسیر آن، مختصّات سیر را پیش‌بینی کنیم. هنگامی مکان فرود، هیچ ثبوتی نداشته، و همه چیز در لحظه آخر و به اختیار خودِ سنگ مشخص می‌شود، چه چیزی را توان داریم با محاسباتِ خود بدست آوریم؟! اساساً چیزی معین نشده تا قابل دست یافتن – حتی از مسیر احاطه به تمام علل و عوامل- باشد.

در دستاورد اگر فردی به یک نظام ضروری و جبری اِشراف برخوردار باشد و بتواند همه ‌عوامل تاثیرگذار را نگاه کند و کاوش کند، می‌تواند تمام وقایع آینده آن نظام را پیش‌بینی نماید.

هر پدیده با تمامی‌ جزئیات خود، متاثر از علتِ معینِ خویش هست و پدیده های چنین سامانهی، چیستیِ خود را از مجموعه شرطها و عوامل دارند. بنابراین با شناخت همه شرطها، می‌توان از کارها آینده باخبر گردید.

قانون‌مندی، منحصرا در فرض ضروری بودن پدیده‌هاست

ولی اگر بعضی پدیده‌های یک نظام، افعالِ حقیقتاً اختیاری باشند[5]، این‌گونه پیش‌بینی‌ها ممتنع هست، زیرا چیستیِ افعال اختیاری را منحصرا فاعل آن، از روی آزادی و حریتی که دارد رقم می‌زند و سلسله علل، تشخیص کننده ماهیت آن افعال، نیستند. به تعبیر دیگر «جهل در نظام ضروری، برخاسته از جهل نسبت به عوامل بوده، و بر طرف شدن آن، ذاتاً محتمل است؛ ولی جهل در مورد فعل اختیاری، به این سبب هست که فعل تا پیش از انجام، تاکنون به ‌هیچ ‌وجه مشخص و معین نشده، و ذاتاً پیش‌بینی ناپذیر است». راه یافتن عنصر اختیار، پیش‌بینی‌های ما را از اساس متزلزل می‌کند. اگر قرار باشد که دو ماده شیمیایی که در آزمایشگاه با یکدیگر مخلوط شده‌اند، مختار باشند که در شرطها یکسان، گاهی واکنش شیمیایی دهند، و گاهی هم واکنشی ندهند، آیا می‌توان به طور قطعی اظهار کرد که در فرصت بعدیِ تست، واکنشی صورت خواهد گرفت یا نه؟!

این تزلزل متاثر از نشناختن چند پارامتر تاثیرگذار بر سانحه نیست، لکن بحث، از «امتناع ذاتیِ تعلّقِ علم» هست. این امتناع، از مشخص نبودن و قابل دگرگونی و مبدل بودنِ آشکار بر می‌خیزد.

مستلزم پیش بینیِ دستاورد، این هست که به طور ضروری، حاصل هر دو یا چند ماده مشخص، یک ترکیب خاص، معین، و مشخص باشد. چه بسا بعضی از این فرمول ها منحصرا در شرطهای خاص صادق باشند یا در طول تاریخ علم، تحولاتی کرده و در آینده نیز مبتلا بازنگری هایی گردند.

بحث ما در این مورد هست که اگر قرار باشد ما بتوانیم در مورد های، آینده را بصورت قطعی (و نه با حدسیات و احتمالات) حدس کنیم، ضروری هست معلومِ ما در محیطی ضروری قرار برخوردار باشد.

  و در چنین محیطی هست که بشر اهتمام می‌کند با دستیابی به عوامل دخیل در یک پدیده، آن را از قبل کاوش کند.

امّا همین مقدار از قدرت پیش‌بینی نیز در مورد فعل اختیاری بقیه وجود ندارد. به هر حال، ابتنای بر نظام ضروری و قطعی، در سایر قواعد و مقررات علمی‌ هم وجود دارد.

در نمونه سیر پرتابی سنگ، نگاه کردیم که مادام که اختیار وجود نداشت، مقررات سیر پرتابه ها حاکم بود و می توانستیم با بکارگیری از آنان، مشخصات سیر سنگ را تشخیص کنیم، ولی به محض اینکه برای سنگ، اختیار و آزادی در نظر گرفتیم، هیچ قاعده و قانونی نتوانست سیر آن را کاوش کند. حال ضروری هست پرسید که اگر به طور کلی، اجسامی ‌که پرتاب می‌شوند، برخورداری اختیار باشند، آیا اساساً می‌توان فرمولی برای سیر آنان صورت‌بندی کرد؟ آیا برای سیری که هر بار محتمل هست به شکل غیر منتظره ای صورت پذیرد، می توان قانونی در نظر گرفت؟ روشن هست که جواب، منفی هست. بنابراین حدس هایی که از مسیر شناخت علل و عوامل و به  وسیله قانونها و فرمولها و محاسبات انجام می‌شود نیز، منحصرا در نظام ضروری کارآیی دارد.

استاد مطهری نیز به همین مطلب اشاره کرده، می‌فرمایند:

اگر از یک مجموعه شرطها خاص، دو یا چند پدیده متفاوت و غیرمشخص بتواند به وجود آید، اساس حدس های بشری، زیر سؤال می‌رود و کارآیی خود را از دست می‌دهد. لذاست که «فعل اختیاری، فرمول و قانون و حسابرسی نمی‌پذیرد» و در دستاورد، حدس آن با علوم و روشهایی که در دسترس ماست، غیرممکن هست. (مطهری، مجموعه آثار (انسان و سرنوشت)، ج 1، ص 387)[6]

قدرت حدس هاى علمىِ بشر، تا حدودى هست که به علل و اسباب آشنا باشد. (مطهری، مجموعه آثار (انسان و سرنوشت)، ج 1، ص 387)[6] عامل لزوم، حتّی برای حدس های آسان و روزمره  و بدون فرمول‌های علمی هم ضروری هست. به چه سبب که در آن صورت، شاید از این به بعد، خورشید هر چهل و هشت ساعت یک  بار طلوع و غروب کند!

علوم بشری، محتاج نوعی «ثبوتِ معلوم» است

ولی اگر آتش را مختار فرض کنیم که بتواند به اختیار خود، بعضی خوشه‌ها را سوزانده و بعضی را نسوزاند، آیا باز هم می‌توان چنین اظهار نظری کرد؟ آشکار هست که این کار امکان ندارد، زیرا علم ما طبق «ضرورت سوزانندگی آتش» شکل گرفته هست. از مجموع آن چیزی که گذشت، این مطلب به دست می‌آید که برای آنکه بتوانیم به چیزی علم پیدا کنیم، ضروری هست آن آشکار، به شکلی مشخص، معین و ثابت باشد. علم یافتن به چیزی که تا لحظه پدید آمدن، قابل دگرگونی و مبدل (و به تعبیری، «لغزنده») بوده، و امکان دو یا چند حالت متفاوت دارد، برای ما غیرممکن و به تعبیری، بی مفهوم هست.

این ثبوت، در مورد وقایع سابق، وجود دارد؛ هر پدیده‌ای، به شکلی خاص پدید آمده و غیر قابل دگرگونی و مبدل هست. البته محتمل هست ما بسیاری از رویدادهای سابق را ندانیم؛ ولی این جهل، متاثر از امتناع ذاتیِ آن نیست، لکن متاثر از تنگنا ما در وقت و مکان و عوامل دیگر هست. در مورد وقایع آینده نیز، اگر به شکلی نسخه‌ای یا عکسی از آن موجود باشد، باز هم ثبوت ضروری صورت گرفته و مسئله ای در علم به آن وقایع وجود ندارد. علاوه بر این اگر نسخه‌ای از آن وقایع موجود نباشد، ولی پدیده ها محکوم به لزوم باشند و به طور جبری از علل و عوامل خود صادر گردند، باز هم نوعی ثبوت وجود دارد و علم یافتن به آنان ممتنع نیست.

ولی اگر آشکار حتی ثبوت ضروری هم نداشته باشد (یعنی جبر و لزومی بر آن حاکم نبوده و بتواند یکی از دو یا چند حالت متفاوت داشته باشد)، علم یافتن به آن محال هست. ما در حالت تندرستی و هشیاری، در خود توان علم پیدا کردن به بعضی کارها را می‌بینیم.

بیان مطلب در قالب تمثیل

بنابراین فعل اختیاری که تا وقت انجام شدنش هیچ تقرّری ندارد و هرگونه معین کردن و مشخص نمودنِ آن، منحصرا به دست فاعل (آن  هم در خلال انجام فعل) هست، اساساً امکان آشکار وقوع ندارد. در پیش‌بینیِ یک فعل اختیاری، تاکنون چیزی مشخص نیست که قابل جنبه کردن یا نظر کردن یا حسابرسی کردن و به تور علم در آوردن باشد.

دقت گردد که بحث، از ضعیف بودن نور یا عدم دقت فرد نیست.

  برای حاصل شدن علم و آگاهی در ما نیز، علاوه بر توان درک -که با قدری مسامحه، مثل چراغِ ذکر شده است- معین و مشخص بودن آشکار نیز ضروری هست. فعل اختیاری - که هیچ ثبوتی پیش از انجام شدن ندارد، و در برهه ای خاص به دست فاعل به وجود می‌آید- اساساً استعداد رویت شدن ندارد و مثل شیئِ به تمام مفهوم معدوم و نامشخص هست که هرگز با بکارگیری از نور چراغ دیده نمی‌شود، هرچند این نور، قوی باشد.

 بدین روی می‌گوییم فعل اختیاری، ذاتاً امکانِ قرار گرفتن در تیررس علوم ما را ندارد و حدس آن برای ما ممتنع هست.[7]

با دقت به مطالبی که گذشت، به نظر می‌رسد هر چه در مورد علم سابق به فعل اختیاریِ بقیه، زیادتر دقّت و کَندوکاوِ معرفتی کنیم، نه صرفا روانه برای آن نمی‌یابیم، لکن منحصرا به شگفتی مان افزوده می‌شود و اطمینان مان به غیرممکن بودن آن محکم تر می‌شود. [7] از سوی دیگر، معتقدیم که خدا متعال، از ازل، به هیچ چیز- من جمله افعال اختیاری بندگان- جاهل نبوده و تمام جزئیات افعال ما برای او آشکار هست.

هیچ جهلی در خدا متعال راه ندارد

برای تصریح خوب تر اشکال، شایسته هست که نگاهی مختصر به بحث فراگیری و عمومیت علم الهی بیافکنیم و بعضی خبرها از افعال اختیاری را مرور کنیم تا موضع سؤال، مشخص‌تر و واضح تر گردد.

نکات ذکر شده، از آیات و احادیث زیر، بکارگیری می‌شود:

[1]- وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلیم (بقره/231)،

2- ... مخفی و آشکار برای او تفاوتی نمی‌کند، به کارها جزئی و افعال بندگان خویش آگاه هست و بود و نبود آشکار، در علم او تفاوتی احداث نمی‌کند.[8] (صدوق، توحید، ص140)

3- إِنْ تُبْدُوا شَیْئاً أَوْ تُخْفُوهُ فَإِنَّ اللَّهَ کانَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلیما (احزاب/54)

4- قَسَمَ أَرْزَاقَهُمْ وَ أَحْصَى آثَارَهُمْ وَ أَعْمَالَهُمْ وَ عَدَدَ أَنْفُسِهِمْ وَ خَائِنَه أَعْیُنِهِمْ وَ مَا تُخْفِی صُدُورُهُمْ مِنَ الضَّمِیرِ وَ مُسْتَقَرَّهُمْ وَ مُسْتَوْدَعَهُمْ مِنَ الْأَرْحَامِ وَ الظُّهُورِ إِلَى أَنْ تَتَنَاهَى بِهِمُ الْغَایَات[9] (شریف رضی، نهج البلاغه، ص123)

5- وَ هُوَ الَّذی یَقْبَلُ التَّوْبَه عَنْ عِبادِهِ وَ یَعْفُوا عَنِ السَّیِّئاتِ وَ یَعْلَمُ ما تَفْعَلُون (شوری/25)

6- ... علاوه بر این علم الهی، ازلی و سابق بر اشیاء هست.[10] (کلینی، قدر کفایت، ج 1، ص 139)

7- (همان، ص 108)

8- [11] (صدوق، توحید، ص 135)

پی درج کرد:

1.

[4]. [11] (صدوق، توحید، ص 135) 1.

1. موضوعات این مقاله، طبق وجود اختیار حقیقی در آدم شکل گرفته هست.

[6]. مقصود از «اختیار حقیقی»، این هست که فاعل مختار، واقعا بتواند در آستانه‌ی انجام فعل، هر یک از طرفین فعل و یا واگذاشتن را برگزیند و هیچ عامل داخلی یا خارجی، وی را مُلزَم به گزینش یکی از این گزینه‌ها نکند. بنابراین، اگر فردی در اصل وجود چنین نهایتی، اشکال و یا شک و شبهه‌ای دارد، در واقع، مخاطبِ مقاله‌ی حاضر نیست و ضروری هست پیش از مطالعه‌ی آن، موضوع اختیار را از نظر علمی، حلّ و فصل کرده باشد. برای مطالعه زیادتر در مورد موضوع جبر و اختیار، می‌توانید مراجعه کنید: علیرضا رحیمیان، مسأله‌ی اختیار، سبب ما. آ ضروری هست دانست که منشأ تمام این علوم در بشر نیز، علم الهی هست، که ضروری هست در مکان ذیربط، به آن پرداخته گردد.

1. 1. نه اینکه نام اختیاری بر آن بگذاریم، امّا آن را نیز مثل پدیده‌های جبری، نتیجه‌ی ضروریِ عوامل و شرطها تعبیر کنیم.

1. (اسرار توحید / ترجمه التوحید للصدوق، ص: 135)

1. (نهج البلاغه / ترجمه انصاریان، ص: 183)

2. البته عمومیت لزوم علّی- معلولی در مورد همه پدیده ها (اعم از افعال اختیاری و غیر اختیاری)، مورد بحث و تأمل و اختلاف نظر جدّی هست. (أصول الکافی / ترجمه مصطفوى، ج1، ص: 189)

3. (اسرار توحید / ترجمه التوحید للصدوق، ص: 129)

منابع

قرآن کریم

نهج البلاغه

1. آن چیزی که فعلا مدّ نظر هست، دیدگاه ایشان در مورد ی ماهیتِ حدس های بشری هست که مبتنی بودنِ امکانِ آن بر لزوم پدیده ها، کاملا در این اظهار قابل رویت هست. چنانچه گذشت، برای ارزیابی نسبت ضروری علی- معلولی با اختیار، توان دارید به کتاب «مسأله‌ی اختیار» مراجعه کنید. مجدداً اهتمام می‌گردد که اختیار حقیقی و قدرت حقیقی –که در یک شرطها معیّن، امکان انتخاب هر یک از طرفین فعل و یا واگذاشتن را به آدم می‌هد- پیش فرض مقاله‌ی حاضر هست.

2. ________ بر این اساس، مشخص می‌شود که پیش‌بینی‌های مشی انسان‌ها طبق شرطها و عواملِ حاکم بر فرد، (نظیر آن چیزی که در روان‌شناسی صورت می‌گیرد)، یا صرفاً بصورت احتمالی و ظنّی قابل پذیرش‌اند (که از پیش‌بینیِ قطعیِ موضوعِ این مقاله بیرون است)، و یا اگر مدعا گردد که طبق شرطها، پیش‌بینیِ قطعی انجام می‌شود، این دیدگاه، با روح اختیار حقیقی مناقض بوده، خلاف پیش فرض این نوشتار است؛ به چه سبب که شرطها، تشخیص کننده‌ی فعل نیستند، لکن صرفا و صرفا خودِ فاعل مختار، فعل خویش را معیّن و مشخص می‌کند.

3. (اسرار توحید / ترجمه التوحید للصدوق، ص: 135) 1.

4. _______

5. (اسرار توحید / ترجمه التوحید للصدوق، ص: 129) 1.

6.

7. _______ تهران: دار الکتب الاسلامیه، 1381ش.

8. صدوق، محمد بن علی.

9.

10. تهران: انتشارات علمیه اسلامیه، بی‌تا.

11. ______

نویسندگان:

فصلنامه سفینه شماره 51

..

سامانه پیامک : 30008830303000پست الکترونیک: info@zakernews.ir
برچسب ها :قم