کد خبر ۴۰۵۲۱۷ انتشار : ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۰۶:۴۴
سید حسین همایون مصباح

انتخاب و انتصاب در جامعه دینی-اسلامی؟ (قسمت 2)

در جامعه دینی- اسلامی «دین» یکی از پایه‌ها و عناصر سازنده جامعه و از شمار عوامل بس مهم و تعیین‌کننده مناسبات و تعاملات انسانی می‌باشد. از سوی همین عنصر پایه و عامل تعیین کننده بایستی با آگاهی و دانایی انتخاب و عمل گردد افزون بر آنکه از شمار اهداف و کارویژه دین پرورش اراده آزاد در آدمیان می‌باشد.

جامعه دینی جامعه‌ای است که بینش، اندیشه و انگیزه الهی نقش تعین کننده در اعمال، افکار، رفتار و مناسبات و تعاملات فردی و اجتماعی انسان‌ها داشته و به‌تبع آن در ساختارها، نهادها و کارکردهای آن‌ها می‌تواند داشته باشد.اینک که تصویری  از جامعه دینی و اسلامی به دست آوردیم ، وارد مرحله پسین و در ضمن اصلی که مربوط به مقوله انتخاب و انتصاب است می‌گردیم. در این مرحله برای اینکه دامنه و قلمرو انتخاب‌ها و انتصاب‌ها را نیک بدانیم و بشناسیم، بایستی نخست به این پرسش کلیدی پاسخ یابید که در جامعه دینی اصل و بنیاد بر انتخاب گذاشته شده است و یا بر انتصاب؟ قاعده واصل انتخاب است یا انتصاب؟

بدون تردید قاعده و اصل بودن هریک از آن دو سیمای حیات فردی و اجتماعی را دگرگون می‌سازد. با توجه به مختصات انسانی و نیز آموزه‌های دینی- اسلامی قاعده، اصل و اساس همانا انتخاب می‌باشد نه انتصاب. البته هیچ جامعه و مناسبات انسانی نمی‌تواند فاقد انتصاب بوده باشد ولیکن مهم آن است که سرچشمه و برگشت انتصاب به چیست؟ و انتصاب چگونه انجام می‌گیرد؛ آیا انتصاب از انتصاب زائده می‌شود و یا از انتخاب رویش می‌کند.

پیش از آنکه مدعی یادشده را اثبات نماییم، لازم است اندکی در مورد سطوح و گونه‌های انتخاب سخن گفته شود.

·        انتخاب می‌تواند مستقیم باشد و می‌تواند غیرمستقیم انجام بگیرد.

·        انتخاب فردی و انتخاب جمعی و گروهی.

·        انتخاب در حوزه عمومی و انتخاب در حوزه خصوصی.(طبیعتاً به‌موازات سطوح و گونه‌های نامبرده انتصاب نیز می‌تواند نمودار گردد)

اصل و قاعده در جامعه اسلامی انتخاب است:همان‌طوری که بیان گردید اصل و قاعده در جامعه اسلامی انتخاب است(در تمامی سطوح و به‌ویژه در دوران غیبت) دلایل چندی این نظریه و یا مدعی را تبیین و تثبیت می‌کند.

دلایل:

دلیل اول

در جامعه دینی- اسلامی «دین» یکی از پایه‌ها و عناصر سازنده جامعه  و از شمار عوامل بس مهم و تعیین‌کننده مناسبات و تعاملات انسانی می‌باشد. از سوی همین عنصر پایه و عامل تعیین کننده بایستی با آگاهی و دانایی انتخاب و عمل گردد افزون بر آنکه از شمار اهداف و کارویژه دین پرورش اراده آزاد در آدمیان می‌باشد. درنتیجه هم اصل دین‌داری و باورمندی انتخابی است وهم دین آدمیان را بدان سوی رهنمون می‌باشد. خرد و وحی گواه بر این واقعیت است. اسلام در آغاز پیدایش و شکل گیریش از دین‌داری و دین ورزی آزادانه حمایت می‌کند:« لَکُمْ دِینُکُمْ وَلِیَ دِینِ» (کافرون/ ٦) و همین‌طور در ادامه و درنهایت در مقام تأسیس و ثبات نیز همچنان از دین‌داری اختیاری و انتخاب آگاهانه حمایت می‌نماید:«لا إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لا انْفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ» (بقره/ ٢٥٦) این خود به‌روشنی می‌رساند که ازنظر اسلام اختیاری و انتخابی بودن برگیری و واگذاردن دین تاکتیک و برای اغفال مردم نبوده، بلکه یک اصل و بارو بنیادین می‌باشد چون اگر غیرازاین بود بایستی پس از مقام تثبیت سیاست دگر می‌شد و سخن از اجبار می‌رفت که چنان نشده است. ونیز سازوکار و مقصد در فرایند رهنمون شدن به دین ونیز نفوذ دین در لایه‌ها و مناسبات اجتماعی گوناگون ازنظر اسلام کاملاً آزادانه و اختیاری می‌باشد.« وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الأرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَى لَهُمْ وَلَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئًا وَمَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذَلِکَ فَأُولَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ» (نور/ ٥٥)  برگردان: خداوند به کسانی از شما که ایمان می‌ورزند و اعمال درست انجام می‌دهند وعده داده است که آن‌ها را درروی زمین حاکم گرداند. چنان پیشینیان شما را حاکم نموده و روش و دین مطلوبشان را برایشان فراهم و مسیطر گردانید و ترس و ناامنی‌شان را به امنیت دگر نمود. 

در این شریفه دو عنصر کلیدی بینش، شناخت اندیشه و انگیزه استوار(ایمان) و فعالیت و اقدامات عملی سالم و حساب‌شده را عامل حاکمیت و خود مدیریتی و ساماندهی درون‌زایی جامعه و حتی حاکمیت و رهبری دینی می‌داند که درنتیجه آن ارزش‌ها، روش‌ها، دین و دین‌داری انتخابی در سطوح زندگی اجتماعی و فردی نافذ و عملگر می‌گردند.

« نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا یَقُولُونَ وَمَا أَنْتَ عَلَیْهِمْ بِجَبَّارٍ فَذَکِّرْ بِالْقُرْآنِ مَنْ یَخَافُ وَعِیدِ» (ق/ ٤٥) برگردان: ما داناتر به حال آن مردم هستیم وتوای پیامبر مجبور کننده آنها نیستی پس آنها را باقرآن تذکر بده.

« وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی کُلِّ أُمَّةٍ رَسُولا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَى اللَّهُ وَمِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَیْهِ الضَّلالَةُ فَسِیرُوا فِی الأرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ کَانَ عَاقِبَةُ الْمُکَذِّبِینَ» (النحل/ ٣٦) برگردان: همانا ما در میان هر امتی پیامبری فرستادیم تا مردم را به توحید فراخوانده و از طواغیت و ستم گران  دوری کنند.

 این دو مبارکه دلالت دارند که دین آدمیان را به‌سوی مقاصد سازنده و تعالی‌بخش که دین یکی از مصادیق روشن چنان مقاصدی می‌باشد، نه با اجبار و اکراه بلکه با اختیار، و پرورش اراده آزاد آدمیان رهنمون می‌باشد. در آیه اول با صراحت این واقعیت بازگو شده است و در آیه دو کارویژه برای انبیاء الهی برشمرده شده است که هردو مولد و مقوم اختیار، آزادی و انتخاب در جامعه انسانی و دین‌داری آدمیان می‌باشد. چون نتیجه توحید و دوری از طاغوت در تعاملات و روابط انسانی جز آزادی مسئولانه انسان‌ها نمی‌تواند باشد ازاین‌رو در ادامه آیه، هدایت و ضلالت که برای گروهی بازگو شده به معنای ارائه طریق و نشانه‌ها است نه هدایت و ضلالت تکوینی. و آن نشانه‌ها همانا پیامبران و پیام‌های آنان از سوی، و از جانب دیگر خرد و اراده آزاد آدمی که پس‌ازاین از آن‌ها یاد خواهد شد، می‌باشد.  

مرکز پژوهشی جامعه المصطفی مشهد

انتهای متن/

سامانه پیامک : 30008830303000پست الکترونیک: info@zakernews.ir
برچسب ها :دین